تبلیغات
 ابزار پرده خوش آمدگویی
به شهرآیت الله خمینی خوش آمدید
خمین وکمره - 25)) پیش درآمدی بر جدال اعراب با اهالی کمره (تیمره) بر سر آب رودخانه

خمین وکمره

نگاهی عمیق وماندگار ونگرشی کارساز به کمره ی قدیم تا خمین امروزی (( تقدیم به آقای دکتر مرتضی فرهادی،نگارنده ی منبع تاریخ کمره))

آدرس کانال های تلگرامی خمین و روستاهای تابع
 کانال های خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
کانال تلگرام روستای استهلک خمین
کانال تلگرام قریه استهلک خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
درباره سایت
(((((((((((پویا مدیر سایت))))))))))

فرمان دادم بدنم را مومیایی نکنند، درتابوبت، طلا زیور آلات وامثال آن نپوشانند، فقط هرچه زودتر جسدم را در خاک پاک ایران دفن کنند، چه افتخاری بالاتر از اینکه بدنم درخاک پاکی همچون ایران دفن شود و ذره ذره خاک ایران را تشکیل دهد(((کورش کبیر)))
زنده باد ایران، زنده باد ایرانی، زنده باد وطن ، زنده باد بچه های خمین








نویسندگان
جستجو در سایت
اینجا
نویسنده :admin
تاریخ: پنجشنبه 19 اسفند 1395 10:10 ق.ظ
مقدمه :  همانطور که در حد اطلاعات عمومی میدانیم در دوران حکومت ساسانیان بر ایران ،پیامبر اسلام نامه ای به خسرو پرویز((پادشاه وقت ایران)) نوشت و ملت ایران را به اسلام دعوت نمود ... اما پادشاه ساسانی اهمیتی به نامه ی پیامبر نداد و آنرا پاره کرد... در این مورد روایت است ،پیامبر با شنیدن برخورد شاه ساسانی و پاره کردن نامه به اطرافیانش گفت : (( بزودی  دسته ای از مسلمانان ایران را فتح خواهند کرد ...))
البته اگر کمی در مسائل  تاریخی دقت کنیم ،با اختلاف نظرات مورخین رو برو خواهیم شد و بحث عمیق و طولانی خواهد شد و ما در اینجا اختصارا نگاهی گذرا به موضوع داریم .

نگارش مورخین ونظرات پژوهشگران من باب نامه ی پیامبر و برخورد خسرو پرویز :

در کل باید گفت : در خصوص نامه ی پیامبر اسلام به شاه ساسانی و برخورد شاه ،امروزه بین مولفین شک وشبهه و اختلاف نظرات زیادی وجود دارد که ما در اینجا نگاهی گذرا به نظرات پزوهشگران و مورخین داریم :
1)) عده ای  بر این نظر هستن که شاه ساسانی نامه را بی اهمیت دانسته و آنرا پاره میکند! ماجرای پاره کردن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز را مورخانی مانند طبری(سده های ٣ و ۴ ه.ق)  ابن بلخی (سده ۶ ه.ق) ابن اثیر (سده های ۶ و ٧ ه.ق) .... بیان کرده اند .

در بسیاری از کتاب ها و مقاله ها با استناد به منابعی مانند طبریاین داستان را  چنین نقل می کنند :
در سال (6 یا 7 هجری)پیامبر اسلام(ص) ضمن نامه ای خطاب به خسروپرویز، وی را به دین اسلام فرا خواند.
چون نامه ی پیامبر را بر خسرو خواندند، خشم او را فرا گرفت که به چه جرأتی محمد نام خود را قبل از نام شاهنشاه ایران آورده لذا خسرو پرویز نامه را پاره کرد و به فرماندار یمن بنام ((باذان)) که از دست نشاندگان حکومت ساسانی بود نوشت: به من گزارش رسیده مردی از قریش در مکه مدعی نبوت است. دو نفر از افسران ارشد خود را به سوی او اعزام کن تا از احوال وی پرس و جو کرده ، او را دستگیر کنند و برای من بفرستند.

2)) برخی از مورخین هم بر این نظر هستن که خسرو پرویز نامه را پاره نکرده و  به دو دلیل از متن نامه گلایه میکند !!!
  در این مورد بشنویم نظریه ی خسرو معتضد (1321) تاریخ‌نگار حکومتی و مجری-کارشناس «برنامه‌های تاریخ معاصر» را :

نامبرده میگوید: برخلاف آنچه که مردم امروزی عقیده دارند،خسرو پرویز نامه حضرت محمد‌(ص) را پاره نمی‌کند. بلکه به دو دلیل بعد از خواندن نامه گلایه می‌کند:
 اول :اینکه می‌گوید چرا در نامه نوشته شده از محمد به بزرگ ایرانیان؟ من بزرگ ایرانیان نیستم. و به عبارتی دیگر خسرو پرویز میگوید :  من شاهنشاه برادر خورشید، ماه و ستارگان، خداوندگار خدایان ایران و امیران هستم  !!!
دوم : ایراد بعدی که او به نامه گرفت آغشته نشدن آن به عطر زعفران بود. چون به علت گرانی بسیار کاغذ از پوست آهو برای نامه استفاده می‌شد. برای فرستادن نامه به افراد مهم آن را به عطر زعفران آغشته می‌کردند تا زمانی که باز می‌شد به جای بوی چرم بوی زعفران به مشام برسد.

و اما محتوای اصلی متن نامه ی پیامبر به خسرو پرویز :
 .
بسم الله الرحمن الرحیم
من محمد رسول الله الى کسرى عظیم الفارس. سلام على من اتبع الهدى و آمن بالله و رسوله و شهد ان لااله الا الله وحده لاشریک له و ان محمد عبده و رسوله. ادعوک بدعاء الله فانى رسول الله الى الناس کافه لانذر من کان حیا و یحق القول على الکافرین. فاسلم تسلم . فان ابیت فان اثم المجوس علیک.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
از محمد(ص) پیامبر خدا به پادشاه بزرگ ایران. درود بر آنکس که از راه راست پیروی کند و به خداوند و رسول او ایمان آورد و گواهی دهد که خدایی بجز خدای یگانه و بی شریک وجود ندارد و محمد(ص) بنده و رسول اوست. من ترا به پذیرفتن دین خدا عز و جل فرامیخوانم٬ زیرا فرستاده او بر همه جهانیانم تا پیام او را بر همه کافران ابلاغ کنم. پس ایمان آور تا رستگار شوی٬ و اگر چنین نکنی گناه مردم مجوس بر تو باد!»

3)) اما موضوع عجیب اینکه در منبع تاریخ یعقوبیصفحه ی 443  چنین آمده است :
خسرو پرویز در جواب نامه ی پیامبر چنین نگاشت و آنرا میان دو پارچه ی حریر نهاد و در میان آن دو  مشکی نهاد... چون جواب نامه ی خسرو بدست پیامبر رسید" پیامبر نامه را گشود و مشتی از مشک را برداشت و بوئید وبه یاران خویش هم داد و در جواب خسرو چنین به حامل نامه فرمود: (( ما را در این حریر نیازی نه و از پوشاک ما نیست...باید البته به دین ما درآیی... وامر خدا شتابندتر است،و اما نامه ات را بدون آنکه بخوانم  از خودت به آن دانا ترم و در آن چنین وچنان است !!!!!!! پس پیامبر نامه را نخواند و فرستاد بنزد خسرو به بازگشت ! ! !

4)) عده ای بر این باورند که نامه پیامبر به خسروپرویز هنوز هم صحیح وسالم موجود میباشد! !  و با توجه به همین موضوع داستان پاره کردن نامه پیامبر توسط خسرو پرویز را رد می کنند. اما پژوهشگران در بررسی این موضوع نیز با اشکالات و ابهامات دیگری روبرو شده اند، و بطور قطعی نتوانسته اند ،آنرا قبول کنند.

5))برخی از پژوهشگران بر این باورند که پیامبر اسلام نامه ای به هیچ یک از پادشاهان ننوشته است و آنچه در تاریخ نوشته اند ساخته ی دست خلفا برای توجیه و شرعی دانستن حملاتشان به سرزمین ها و ملتهای دیگراست !!!

در کل من باب نامه ی پیامبر خطاب به پادشاه ساسانی ،شک و شبهه و ابهامات زیادی وجود دارد اما با توجه به اینکه موضوع اصلی بحث ما نمیباشد، از این موضوع گذشته و به اصل موضوع پست می پردازیم :
... و اما موضوعی که بدون شک و شبهه برای مورخین و پژوهشگران محرز و مسلم است یعنی :

حمله ی اعراب به ایران در قرن هفتم به سال 637 میلادی :

همانطور که گفته شد ،حمله ی اعراب به ایران ،موضوعی است که بدون اختلاف نظر محرز و مسلم است . در زمان خلافت عمر اعراب به امپراطوری وقت (دولت ساسانی)یورش آورده ، مردم ایران هم با توجه به اینکه از ظلم و جور پادشاهان ساسانی خسته شده بودند،بنابراین دروازه های ورودی را بسوی سپاه اسلام گشودند....البته در اینجا به اختصار اشاره ای شود بدین موضوع که : آیا حمله ی اعراب به ایران سبب اسلام آوردن ایرانیان شد؟! در این خصوص نیز اختلاف نظراتی و جود دارد و عمدتا اکثر نظرات بر این است که صرفا یک حمله نمیتواند دلیل موجهی برای گسترش اسلام در ایران باشد، هر چند که باید گفت که در کل حمله ی اعراب به ایران ، در ترویج اسلام و فرهنگ اسلامی در ایران بی نقش هم نبوده است !!!

و اما کمره در حمله ی اعراب :

من باب حمله ی عراب به ناحیه ی کمره که در آن دوران به تیمره مشهور بوده در منبع فتوح البلدان  نوشته ی احمد بن یحیی  البلاذری (( نگارش نیمه ی قرن سوم هجری)) مطالبی آمده است ، اما ما در اینجا به کتاب تاریخ قم اکتفا کرده و موضوع را در منبع تاریخ قم صفحات 24 الی 25 و...پیگیری میکنیم :
در این باب در تاریخ قم آمده است : (((... اکثر نواحی اصفهان را که ابوموسی اشعری و امرای لشکرش فتح کردند، به جنگ وقهر بود وبه تیغ شمشیر بر ایشان غلبه کردند و فتح بروجه به صلح نبود و ابروز بتیمرتین ...و همچن  فتح ناحیت قم به جدال بود و تیغ بران ...
و اما چون عرب به کمره (تیمره) رسید : فتح این شق بدست روئسای مقدمه ی لشکر (احنف بن قیس) میسر شد، و احنف به تیمره مقیم .
عرب این کوره را بعد فتح (شق تیمره)نام نهاد و این نام بر روی آن باقی بماند ! ...)))
در یک نگاه کلی و نتیجه گیری پایانی باید گفت آنچه که از معنا و مفهوم کتاب تاریخ قم من باب حمله ی اعراب بر میاید این است که :(( فتح مناطقی همچون اصفهان، قم ، کمره و نواحی اطراف به آسانی نبوده بلکه اعراب به قهر و غضب و با تیغ شمشیر توانستند بر این سرزمین ها مسلط شوند.





 



اوقات شرعی

لینکدونی
میزان بازدید از سایت
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :