تبلیغات
 ابزار پرده خوش آمدگویی
به شهرآیت الله خمینی خوش آمدید
خمین وکمره - 16)) برگی از خاطرات سفر موسیو چریکف((نماینده ی دولت وقت روس))در کمره و خمین

خمین وکمره

نگاهی عمیق وماندگار ونگرشی کارساز به کمره ی قدیم تا خمین امروزی (( تقدیم به آقای دکتر مرتضی فرهادی،نگارنده ی منبع تاریخ کمره))

آدرس کانال های تلگرامی خمین و روستاهای تابع
 کانال های خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
کانال تلگرام روستای استهلک خمین
کانال تلگرام قریه استهلک خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
درباره سایت
(((((((((((پویا مدیر سایت))))))))))

فرمان دادم بدنم را مومیایی نکنند، درتابوبت، طلا زیور آلات وامثال آن نپوشانند، فقط هرچه زودتر جسدم را در خاک پاک ایران دفن کنند، چه افتخاری بالاتر از اینکه بدنم درخاک پاکی همچون ایران دفن شود و ذره ذره خاک ایران را تشکیل دهد(((کورش کبیر)))
زنده باد ایران، زنده باد ایرانی، زنده باد وطن ، زنده باد بچه های خمین








نویسندگان
جستجو در سایت
اینجا
نویسنده :admin
تاریخ: یکشنبه 18 مهر 1395 09:09 ب.ظ
مقدمه:
موسیو چریکف یک فرد نظامی و روسی نژاد میباشد که در سال 1850میلادی ((یعنی در حدود 168 سال پیش)) به ایران زمین سفر کرده است. اگر اشتباه نکنیم او را باید سومین سفرنامه نویس و جهانگردی دانست که از کمره عبور کرده و در این خصوص دفتر خاطراتی برای ما به یادگار گذاشته است .
 در اینجا لازم به توضیح است که موسیو چریکف در آن زمان نماینده ی دولت روسیه در کمیسیون تعیین حدود ایران و عثمانی بوده و با توجه به اینکه فردی نظامی هم بوده در طی سفرش به نواحی مختلف ایران مسایل و راههای منطقه را بیشتر از نظر نظامی بیان کرده است.



موسیو چریکف در سفرش به استان اصفهان ،هم به هنگام رفتن به اصفهان و هم موقعی که از اصفهان بر میگشته ،از کمره و خمین عبور کرده و در این مورد شرحیات دقیق و مسبوطی به یادگار گذاشته است .
مسیو چریکف در سفرش از بروجرد به اصفهان از روستاهای هفته و عمارت ، روستای ارمنی نشین لیلان و شهر آن روز خمین گذشته است و در مسیر برگشتن از راه روستای ورچه به سلطان آباد اراک رفته است.
در خاطرات چریکف آمده است : ازده خرم‏ آباد الی خمین پنج فرسخ ملاحظه شده است.این مسافت را ما در هفت ساعت و پانزده دقیقه طی کردیم.و دو ساعت بعد از آن به رباط آمدیم.هنگامی که‏ داخل ده شدیم،سر راه،سمت چپ،قبرستانی که سنگ‏های آن از آثار قدیمه است، ملاحظه نمودیم.طول یکی از ان سنگ‏ها دو ارشین و نیم بود و به خط کوفی نوشته شده بود. ولی فقط تاریخ آن را تشخیص دادیم که از سنه ی ششصد و هجده هجری بود که مطابق است‏ با هزار و دویست و چهل عیسوی.از زمانی که طایفه ی سلسله ی سلجوقشاه سلطنت می‏کردند سنگ دیگر مانند تابوتی بود که روی او نوشته و منقش و حجاری شده بود.ولی از وضع او چنان معلوم می‏شد که آن سنگ از ایام قدیم نیست.طرح جدیدی داشت.در این قبرستان‏ سنگ‏های دیگر نیز بود که مانند سنگ‏های قبرستان بود،ولی به نظر چنان می‏آمد که‏ یک‏پارچه نبودند.در همان ده،در طرف دست راست،در درب خانهء اولی،چند سنگ‏های‏ بزرگ تراشیده وحجاری شده،ماندد دو خوابگاه تخت،بر روی هم گذارده بودند.ولی وقتی‏ که داخل آن خانه شدیم،سنگ‏هایی دیدیم که از سنگهای اول بهتر و مرغوبتر بوده و در کمال‏ صفا نیز حجاری شده بود.دو سنگ به جهت تکیه‏ گاه آن بود،که چهار آرشین طول و یک‏ آرشین و نیم عرض داشت،و قطر آن شش گره بود.خطوط روی او به خط کوفی نوشته و حجاری شده بود.در روی یکی از آن سنگ‏ها بدین مضمون نوشته شده بود.((بسم اله‏ الرحمن الرحیم فرمود که این بنا را برپا نماییم))باقی خطوط خوانده نشد. سنگ‏ هایی که برای نشیمن گاه آن تخت،حجاری شده بود،همچنین به خطوط خفی‏تر نوشته شده و حجاری شده بود.قدری دورتر،سنگ دیگری بود که صورت دو شیر در آن حجاری شده بود،لکن خیلی بدترکیب حجاری کرده بودند.این سنگ ‏ها از جنس سنگ‏ هایی است که ما در تخت‏ جمشید دیده بودیم.


یک پیرمردی از ساکنین آنجا ذکر کرد که بنای این ده از سی سال قبل گذارده شده‏ است.و این سنگ‏ها را از زیر خاک درآورده،از جایی که به هیچ‏وجه من الوجه آثار و علامات ساخت قدیم دیده نم ی‏شد.از قراری که ذکر کردند،مردم قدیم ساکنین این ده، که اجداد مردمان حالیه ی آنجا حساب می‏شوند از طایفه ی لزگی‏ بودند و آنها را امیرتیمور گورکانی کوچانیده بدین صفحه آورده است،و لهجه ی آنها مانند لهجه ی جغتائی است.ساکنین ده عمارت و ده خرم ‏آباد((به اصطلاح محلی به این روستا خرما آباد نیز میگویند)) نیز به زبان ترکی حرف می‏زنند،لکن آنها شیعه‏ می‏باشند.کوههای دره که تمام می‏شود جای مسطحی دارد،که محال کزاز از محال کمره‏ مجزا می‏شود.در این جای مسطح نزدیک به جاده،ده لیلی آباد است،و ساکنین آنجا چهل خانوار از ارامنه می‏باشند.در نزدیکی این زمین مسطح،سه پارچه دهات دیگر نیز معلوم‏ گردیده،و به نظر می‏آید.ساکنین آن دهات نیز ارامنه می‏باشند.و در هر دهی پانزده‏ خانوار ساکن می‏باشند.در این چهار پارچه دهات،هشتاد و پنج خانوار از ارامنه هستند،و اینها از نوه و نتیجه ی آن ارامن ه‏ایی هستند که شاه عباس از جلفای کنار رود ارس کوچانیده و به‏ مکانهای متعدده ایران آنها را ساکن نموده است.اسامی این سه ده مزبور از قرار تفصیل‏ است:داود آباد و کنه‏لر((منظور روستای فعلی کندا میباشد که به گویش ارمنی به آن کنهلر میگویند))،و کرچی باشی‏((منظور روستای قورچی باشی فعلی هست))

در ده لیلی آباد((منظور روستای لیلان امروزی هست))کلیسای کوچکی است که دو نفر کشیش دارد که آنها در تحت‏ حکم خلیفه ی اصفهان می‏باشند.کوه موسوم به آشناور((منظور روستای آشناخور امروزی هست))حدی است در محال سیلاخور و گلپایگان.دره ی قره کاریز از ده حصار الی محال کمره ممتد است.از لیلی آباد بدان طرف، در این زمین مسطح و کوه‏ هایی که این زمین را احاطه کرده‏ اند،دهات بسیاری می‏باشد.در آن قلع ه‏ای است موسوم به محمد آباد،و آن قلعه با چند پارچه دهات دیگر واقعه در آن جلگه، محال فریدون خان یاور خوانده می‏شود.در دور این دهات دیوارهای مرتفعی کشیده شده و در زاویه ی بعضی از دیوارهای دهات برجی ساخته شده است،که اولاد خان مزبور در آنجاساکن می‏باشند.همه ی  اهل دهات مذکور از اولادان خان مزبور کمال رضایت را درباب‏ سلوک و رفتار آنها دارند.بخصوص ارامنه،زیرا که آنها نسبت به اصول دین ارامنه کمال‏ احترام را ظاهر می‏دارند.ولی احتمال می‏رود،از ترس سلیمان خان،حاکم لرستان،است، که این‏طور با ارامنه رفتار می‏نمایند.زیرا که او نیز ارمنی است.مالیات محال کمره یکصد و بیست تومان است.عمده ی نقطه ی این محال خمین است،و حاکم معین منفردی دارد.دو سال‏ قبل عبور کردن از اینجا ممکن نبود،خاصه از برای فرنگی‏ ها؛زیرا که لرها همه راه را تاخت‏ و تاز کرده،به سرقت خود کمال مراقبت را داشتند،و این محال نیز از دست لرها همیشه‏ معذب بوده‏اند.بعد از فوت محمد شاه،لرها،ولایت رازیاده از حد مغشوش کرده‏ بودند.در این ضمن سه هزار نفر سواره و پیاده را جمع‏ آوری کرده مستعد قتال و جدال مردمان‏ اهل کمره گردیدند.لکن خود فریدون خان ساکنین دهات را از آن جمله نیز احضار کرده، سیصد نفر سواره و پیاده جمع کرد،و آنها را در تنگه ی کوهی که محل عبور لرها بود،متوقف‏ کرده،و آنها نیز انتظار ورود لرهای بی سروپا را داشتند.ولی لرها از تهیه و تدارکات‏ فریدون خان که مطلع گردیدند،از ترس و بیم،سد خیال باطله ی آنها شده و روی به جمیله و همدان رفتند.

خمین از دور چشم‏انداز خیلی خوبی دارد.باغات در آنجا فراوان است.از دور کوه‏ الوند،که پوشیده از برف است،و کوه انگشت لیس نیز دیده می‏شود.ساکنین آنجا پانصد خانوار می‏باشند،و اکثر درب خانه‏ ها سنگی می‏باشد.

گلپایگان چهار فرسخی خمین واقع است.این مسافت را ما در پنج ساعت و نیم طی‏ کردیم.این راه از پهلوی دره می‏رود،و از وسط کوههای الوند و انگشت لیس.از مکان‏ مرتفعهء آنها،عبور می‏نماید.راه به قرار سه ساعت سربالا می‏رود،و در اینجا حدود کمره و گلپایگان شمرده میشود...

از کوه الوند،حرکت دادن توپخانه ممکن است،ولی عراده‏های بزرگ در کمال‏ سختی و اشکال عبور می‏نماید...این کوه ها همیشه محل دزدها بوده است،مگر دو سال قبل‏ دزدی و تاراج در این کوهها موقوف شده است...

وقتی شهرت داشت که قاطر خوب در محالات کمره یافت میشود و حالا این مسئله در تنزل است.

چریکف در فصلئز اصفهان به همدان می‏نویسد:

از اصفهان به همدان از راه خمین و سلطان‏ آباد و حصار می‏رود...ا زخمین به‏ سلطان‏ آباد((منظور اراک هست)) دو راه دارد،یکی از سمت یسار،و دیگری از طرف یمین.راه یسار از این قرار است:

از خمین الی رباط پنج فرسخ است.از رباط الی عمارت پنج فرسخ می‏باشد.از عمارت الی سلطان‏ آباد هشت فرسخ است،که جملتان از خمین الی سلطان‏ آباد هجده فرسخ‏ می‏باشد.

راه یمین از این قرار است:

از خمین الی درچه‏ سه فرسخ است.از درچه الی هلی‏ چهار فرسخ است.از هلی‏ الی سلطان آباد چهار فرسخ است.جملتان از خمین الی سلطان آباد یازده فرسخ می‏باشد.از گلپایگان به همدان دو راه دارد،یکی از سمت یسار،دیگری از سمت یمین می‏باشد.راه‏ سمت یسار از این قرار است:

از گلپایگان الی ده خرم‏ آباد شش فرسخ است.از ده خرم‏آباد الی عمارت سه فرسخ از عمارت الی حصار چهار فرسخ،از حصار الی پری چهار فرسخ،از پری الی دولت‏آباد چهار فرسخ.جملتان از گلپایگان الی همدان سی و سه فرسخ می‏باشد.

حدود محالات کمره از این قرار است:

از طرف مغرب کوه آشناور،از طرف شمال مخروبه ی مهالک و ده‏پائی‏ از طرف‏ شمال مشرق کوهی که از ده فرسخی نمایان است،و از طرف جنوب کوه الوند می‏باشد.

اطلاعاتی که ما از کدخدای ده درچه‏ ((منظور روستای ورچه میباشد))حاصل کردیم از قرار تفصیل ذیل است:

دو سال قبل طایفه ی بختیاری درچه را خراب کرده‏اند.در سنه ی هزار و هشتصدو چهل و هفت عیسوی،وقتی که خبر فوت محمد شاه انتشار یافت،اهل ده درچه می‏دانستند که‏ کوهستانی‏ های آنجا به طرف ده مزبور تاخت خواهد آورد،و بدین واسطه به جهت حفظ و حراست خود مشغول تهیه و تدارکات لازمه بودند،از جمله تفنگ و باروت می‏خریدند،و دیوارهای اطراف ده را به طور مضبوط تعمیرات می‏نمودند.لکن بختیاری‏ ها فرصت نداده‏ روز دیگر در زیر دیوارهای مزبور بیش از یکهزار نفر حاضر و آماده،مکمل و مسلح بودند. ساکنین ده مزبور به چند خان ه‏ای که دیوار داشت،پناه آورده خود را محفوظ نمودند.

از اهالی ده برای مقاتله و مجادله با یکهزار نفر بختیاری،فقط دوازده نفر تیرانداز پیدا شد.ولی این دوازده نفر با قلت جمعیت،به کثرت طایفه ی اشرار بختیاری فایق آمده نگذاشتن که آنها وارد قریه ی مزبور بشوند؛و در هنگام جنگ و جدال از اهل درچه ی مزبوره شش نفر کشته گردید.و از طایفه ی لرها بیش از شش نفر مقتول شد.بعد از اینکه آتش این فتنه فرو نشست،بختیاری‏ ها راه فرار را گرفته به منزل خود معاودت نمودند.چند وقت بعد،هفت هزار نفر لر برای غارت کردن این ده آمدند.چون اهالی ده مآل این جنگ را می‏دانستند که به‏ کجا خواهد کشید،قبل از وقت از ده خارج شده به قلعه ی آندوم ((محل امروزی این قلعه معلوم نیست)) که در نیم فرسخی ده‏ بود،رفتند،و از آنجا به طایفه ی  لرها فایق و غالب آمده به مکان اولی خود،که درچه باشد، معاودت نمودند.لکن بختیاری‏ ها ده مزبور را خراب کرده،حتی المقدور آنچه از اموال‏ درچه به دست آورده،به یغما بردند.در وقت این اجماع،لرها بعد از فراغت از قریهء درچه، دهات دیگر را در مدنظر گرفته بالاجماع قصد آنجا نموده به قدر قوه آنجا را نیز خراب کرده و اموالشان را بردند.بعد از اینکه عالی حضرت ناصر الدین شاه بر تخت سلطنت جلوس فرمود،و جمیع طرق و شوارع و راه‏های بعیده امن شد،کدخدای درچه برای اخذ اموال منهوبه به‏ تهران رفته که شاید راهی برای حصول مقصد و استرداد اموال اهالی قریه به دست بیاورد. لکن نوکرهای میرزا تقی خان امیر،از کدخدای مذکور برای اطلاع دادن به امیر یکصد تومان‏ وجه می‏خواستند.کدخدا هم این مبلغ را نتوانست ادا نماید.لهذا زحمت او بیهوده گشته، ممکن نشد که از برای سکنهء ده درچه کاری از پیش ببرد.بعد از مدتی سلیمان خان که‏ هیچ وقت به طایفه ی لرها اعتنایی نداشت،پانصد تومان وجه نقد برای مدد معاش قریه از طایفه ی لرها وصول کرده به آنها تحویل داد.

نهم ماه نوامبر=ده درچه از ده کواره،شش ساعت مسافت دارد.از ده درچه به‏ سلطان‏ آباد ((منظور از سلطان آباد اراک میباشد))دو راه است،یکی از سمت یمین،و دیگری از سمت یسار.راه طرف یمین از این قرار است:

از درچه الی میدانکه‏ نیم فرسخ،و از میدانکه تا هلی‏ (گیلی)یک فرسخ و از هلی الی‏ سوارآباد یک فرسخ است.از سوارآباد الی سلطان‏ آباد سه فرسخ است،ولی از کوه باید عبور نمود،و دهات این راهها معمور و آباد نمی‏ باشد.

راه یسار از محال قره کهریز عبور می‏نماید و از محال کزاز می‏گذرد،و در بین راهها کوه‏ ندارد.سکنه ی این محال ترک می‏باشند و زبان ترکی حرف می‏زنند.از درچه الی آن‏دزیا((منظور روستای اندرپا میباشد)) یک فرسخ است.از آن‏دریا الی گل‏تپه یک فرسخ است.از گل‏تپه الی ذین کبود((دینی کبود از دهستانهای اراک میباشد))یک‏ فرسخ است.از دین کبود تا گلشن‏ آباد یک فرسخ است.از گلشن‏ آباد الی کواره نیم فرسخ‏ است از سه ده الی سلطان‏آباد یک فرسخ است.جملتان از درچه الی سلطان‏آباد شش فرسخ‏ و نیم می‏باشد.........

اوقات شرعی

لینکدونی
میزان بازدید از سایت
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :