تبلیغات
 ابزار پرده خوش آمدگویی
به شهرآیت الله خمینی خوش آمدید
خمین وکمره - روستای رباط ((معدن تاریخ وتمدن خمین))

خمین وکمره

نگاهی عمیق وماندگار ونگرشی کارساز به کمره ی قدیم تا خمین امروزی (( تقدیم به آقای دکتر مرتضی فرهادی،نگارنده ی منبع تاریخ کمره))

آدرس کانال های تلگرامی خمین و روستاهای تابع
 کانال های خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
کانال تلگرام روستای استهلک خمین
کانال تلگرام قریه استهلک خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
درباره سایت
(((((((((((پویا مدیر سایت))))))))))

فرمان دادم بدنم را مومیایی نکنند، درتابوبت، طلا زیور آلات وامثال آن نپوشانند، فقط هرچه زودتر جسدم را در خاک پاک ایران دفن کنند، چه افتخاری بالاتر از اینکه بدنم درخاک پاکی همچون ایران دفن شود و ذره ذره خاک ایران را تشکیل دهد(((کورش کبیر)))
زنده باد ایران، زنده باد ایرانی، زنده باد وطن ، زنده باد بچه های خمین








نویسندگان
جستجو در سایت
اینجا

(((بنام خدا)))

نگرش ونگارشی در مورد یکی از کهن ترین دیار کمره ی قدیم
تاریخ ثبت صفحه: 28خردادماه 1394شمسی
موضوع:سفری در روستای((تاریخی،فرهنگی،باستانی)) رباط
نویسندگان: مجتبی ری شهری،پویا


معرفی منطقه:
روستای رباط یکی از کهن ترین روستاهای شهرستان خمین میباشد، محل قرار گرفتن این روستا در شمال غربی شهرستان خمین و در دهستان دالایی میباشد،یکی از سفرنامه نویسان کشورهای بیگانه که در سال 1850 میلادی در مسیر سفرش به کمره وخمین آمده و از چنیدن دهکده ی کمره نیز دیدن کرده در این باره مینویسد:((از خمین تا رباط علیا 5 فرسخ راه است و از رباط تا عمارت نیز 5فرسخ راه میباشد))برای رسیدن به این روستا ابتدا از خمین باید به روستای قورچی باشی آمدو جاده را ادامه داد تا به روستای چهارطاق ،بعد از چهار طاق باید ادامه ی مسیر داد تا به روستای استهلک رسید...از روستای استهلک به بعد رو هم در ادامه ی مطالب با درج تصویر میبینید.
دراین خصوص لازم به توضیح میبینم ذکر این مطلب که در ایران تقریبا نام 70 آبادی یا جاهای مختلف رباط میباشد ویا با رباط شروع میشود مثلا در بین روستاهای خمین روستاهایی با نام ((رباط کفسان، رباط مراد ، رباط آغاچ ، و رباط)) داریم.
ذکر این مطلب فراموش نشود روستای رباط که در دو بخش((علیا و سفلی)) قرار گرفته، یکی از کهن ترین آبادی های خمین میباشد که امروزه تمام گذشته و آثار باستانی اش به همراه کاروانسراها و کلیه ی اسرارش زیر خاک مدفون اند، در این رابطه باید گفت اهمیت این روستا در گذشته برآن بوده که جاده ی ارتباطی بین شرق و غرب ایران از این نواحی میگذشته است، در این راستا بدانید قدمت زیستن در این منطقه بخصوص در زاغه ی بزرگ رباط علیا بقدری هست که باید گفت قبل از آنکه شهر خمین و حتی نام خمین وجود داشته باشد زندگی در این منطقه وجود داشته است((البته این مطلب رو هم اضافه کنم که در زمانهای قبل یعنی آن موقع هایی که هنوز شهر خمین بنیان گذاری نشده بود،به کل منطقه ی خمین تیمره یا همان کمره میگفتند، اما امروز نام شهر خمین شهرت بیشتری یافته و اکنون به بخش کوچکی از حوالی خمین کمره میگویند)) . برای دریافت اطلاعات کامل تر در خصوص روستای رباط گزارش سفر را با دقت مطالعه فرمایید :
گذارش سفر به روستای رباط
بعد از گذشت مدتی تحقیقات در خصوص این دیار  روز پنجشنبه 17  اردیبهشت ماه 1394 برای گرفتن تصاویری از روستا راهی رباط شدیم ...و همانگونه که در تصویر زیر میبینید ابتدا رسیدیم به تابلو روستای استهلک ،راه فرعی دست چپ که در تصویر مشخص است،جاده ی روستای استهلک میباشدو باقی خیابان مستقیم بسوی روستای رباط سفلی و رباط علیا میرود
http;//khomeyni.mihanblog.com
ضمنا داخل روستای استهلک هم یک جاده ی خاکی وجود دارد که راه میانبری میباشد برای رسیدن به روستای رباط سفلی ،در تصویر زیر قسمتی از این جاده ی خاکی و منظره ای از روستای رباط سفلی مشخص اند
http;//khomeyni.mihanblog.com
از طریق جاده ی میانبر فاصله ی روستای استهلک را تا رباط ها تقریبا در حدود یک ساعت میتوان پیمود، اما از خیابان اصلی راهی رباط شدیم،در حال گذر از استهلک بسوی رباط بودیم که ماشاء الاه دشت وسیع  و بهاری استهلک با گلها وگیاهان فراوانی خود نمایی میکرد،دربین راه تصویر زیر را تهیه کردیم
http;//khomeyni.mihanblog.com
...بعد از گرفتن این عکس دوباره بسوی رباط براه افتادیم...هنوز مسافت کمی را پیموده بودیم که کنار جاده دست راست رسیدیم به تابلو هایی که در تصویر میبینید،اینجا محل احداث پتروشیمی روستای استهلک میباشد، اما فعلا مدتی است که راکد مانده...
http;//khomeyni.mihanblog.com
باقی مسیر را ادامه دادیم تا رسیدیم به روستای رباط سفلی ((لازم به توضیح است در این منطقه دو روستا بنام رباط واقع شده اند،یکی روستای رباط سفلی یا به اصطلاح محلی رباط پایین ودیگری رباط علیا و به زبان محلی رباط بالا)) عکسی که درپایین مشاهده میکنید جاده ی فرعی است که از جاده ی اصلی جدا میشود وبسوی روستای رباط سفلی میرود،با توجه به اینکه این روستا جمعیتی در حد پایین دارد بنابراین برایش تابلو ورودی نصب نکرده اند
http;//khomeyni.mihanblog.com
نگاهی گذرا به روستای رباط سفلی: درخصوص تاریخ وگذشته ی این روستا فعلا اطلاع خاصی در دست نداریم اما آنچه که مشخص است، در زمانهای تاریخی گذشته ابتدا روستای رباط علیا پدید آمده و بعدها روستای رباط سفلی بنا شده است اما در کل باید گفت: روستای رباط علیا و رباط سفلی ((هر دو در مجاور هم ودر یک منطقه))بنا شده اند ولی با بررسی احوال گذشته ی این دو روستا چیزی که حاصل میشود روستای رباط علیا بسی کهن تر،وتاریخی تر است از روستای رباط سفلی...عکسی که در پایین میبینید دورنمای رباط سفلی با منظره ای از رشته کوه شیرخانی میباشد.
http;//khomeyni.mihanblog.com
همچنیین در اینجا چندتا عکس از خانه های قدیمی رباط سفلی را مشاهده میکنیدکه آثاری بجا مانده از گذشته های این روستا میباشند
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
این هم دورنمای تصویر یه باغچه ی قدیمی با حصار سنگی میباشد
کوهی که درتصویر مشخص است رشته کوه الوند رباط هست
http;//khomeyni.mihanblog.com
این هم تصویری از کهریز داخل روستای رباط میباشد
http;//khomeyni.mihanblog.com
چیزی که در بین دو روستای رباط علیا ورباط سفلی مشترک است اینکه داخل هر دو روستا درست در قسمت مرکزی قناتی در روستای رباط سفلی و همچنیین قناتی در قسمت مرکزی رباط علیا قرار گرفته است، این دو کاریز از نظر وضعیت قرار گرفتن ومیزان آبدهی کاملا شبیه هم هستن،وبا توجه به اینکه در فضای داخل آبادی واقع گشته اند علاوه برتامین کردن آب بخش کشاورزی راه دستیابی مردم روستا رانیز برای تهیه ی آب آشامیدنی آسان نموده اند...

این هم یه منظره ی زیبا از رباط سفلی
http;//khomeyni.mihanblog.com
آرامگاه برخی از گذشتگان در روستای رباط سفلی :
در کنار روستا چوپانی به ما رسید وما را بسوی آرامگاه قدیمی روستا راهنمایی کرد...چند تا عکس هم از قبرستان قدیمی روستای رباط سفلی تهیه کردیم :
http;//khomeyni.mihanblog.com

http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
بعداز بازدید از این قبرستان ما دباره جادهی اصلی را پیش رو گرفتیم تا بازدیدی هم از روستای رباط علیاداشته باشیم
http;//khomeyni.mihanblog.com
دربین راه یکی از اهالی روستای رباط به ما رسید هرچند که نامش را نپرسیدیم اما بخاطر همکاری ومساعدتی که با ما داشت از ایشان تشکر میکنم...خلاصه باقی مسیر را ادامه دادیم تا رسیدیم به تابلوهای ورودی روستای رباط علیا
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
قبل از وارد شدن به روستای رباط علیا بهتر است همینجا کنار این تابلو سخنی با مخاطبین داشته باشیم
شاید تصاویر وعکس هایی که در اینجا درج کرده ایم برای برخی از کاربران چندان جالب نباشد ونتوانند اصل موضوع را متوجه بشوند، بخاطر این میگم که در سایت قبلی ما یکی از مخاطبین نظر گذاشته بود ونوشته بود:(( لطفا یه کم تنوع بخرج بدید، این همه جا از خمین فقط بلدی از یه سری مخروبه ومتروکه عکس بگیری! چرا از فضای داخل شهر و جاهای مدرن عکس نمیزاری ؟))
در پاسخ به این کاربر و برخی از مخاطبین که بنوعی متوجه ی معنا ومفهوم اصلی این تصاویر نمیشوند خدمتشون عرض کنم :
وبسایت خمین وکمره بیشتر جنبه ی تاریخی دارد وتا جایی که اطلاعات داشته باشیم و امکانش فراهم باشدسعی میکنیم به گذشته های دور برویم و از همان نقطه های ابتدایی شروع کنیم و بعد از گذر از مسائل تاریخی به مرور وارد زندگی اجتماعی و خمین امروزی میشویم، بعدم برای هر فردی لازم هست در حداطلاعات عمومی درباره ی گذشته اطلاعاتی داشته باشد
 
اما در خصوص سفر به روستای رباط علیا ودرج این تصاویر:
وقتی که ما به طرف این روستا براه افتادیم طبق معمول محل از روستای استهلک وبعد رباط سفلی گذشتیم و رسیدیم به رباط علیا...بازدیدی هم از روستای رباط علیا داشتیم وچندتا عکس هم از این روستا گرفتیم و آخربار هم برگشتیم ...خب ظاهر موضوع وظاهر سفر کاملا معمولی هست، فضای داخل رباط علیا هم کاملا معمولی بود در این خصوص توضیح بیشتر اینکه : (( هنگامی که ما وارد رباط علیا شدیم سکوتی عظیم آبادی را فرا گرفته بود، درحدود یک ساعت که در پس وپیش کوچه های آبادی می گشتیم حتی به یک نفر هم برخورد نکردیم ! از فضای داخل روستا وتعداد خانه هایش میشد فهمید که جمعیت بسیار کمی دارد...چندین خانه ی قدیمی هم دیدیم که متروکه و خراب شده بودن...به چیز خاص دیگری هم که قابل تامل باشد برخورد نکردیم ))!
بنابراین اگر هر فرد دیگری هم به این روستا برود همین چیزهایی که ما دیدیم خواهد دید و اینطوری شاید متوجه ی اصل موضوع وقدمت منطقه نشود بنابراین صلاح را براین میبینم که اشاره هایی داشته باشیم به اصل موضوع مورد نظرمان یعنی تاریخ وقدمت روستای رباط علیا

ابتدا درباره ی تاریخ وقدمت این روستا مطالبی بدانیم بعد وارد روستا شویم:
روستای فعلی رباط علیا یک روستای ساده با تعداد جمعیت کمی است، اما گذشته وتاریخ این منطقه ریشه در هزاران سال پیش دارد...فقط موندم که دراین باره از کجا شروع کنم ومطالبم رو چطور جمله بندی کنم که مخاطبین بهتر متوجه شوند !
ساکنان اولیه ی رباط
بهتر است در این رابطه برگردیم به چندین هزار سال پیش یعنی آن موقع هایی که قوم هندو اروپایی در مواجعه با مشکل انفجار جمعیتشان وکمبود امکانات از هر لحاظ برای این جمعیت روز افزون به اجبار مجبور به ترک جایگاه اولیه وپراکنده شدنشان در سرزمین های مختلف شدند...در طی کمبود امکانات از جمله مراتع و چراگاه و...ایالات وتبارهایی از قوم هندو اروپایی وارد فلات ایران گشتن...نظر وتحقیقات ما بر این است که در آن دوران تباری از آن مردمان وارد سرزمین فعلی رباط شده اند و ابتدا در کوهستانهای این منطقه ساکن گشته وبه شغل اولیه ی بشر ((یعنی کشاورزی و دامداری)) پرداخته اند ((البته این فقط در حد نظر و تحقیقات شخصی ما میباشد)) اما ما در این راستا با برسی چندین منبع ومرجع کهن متوجه شدیم یکی از سفرنامه نویسان کشور روسیه که در حدود یکصدوهفتاد سال قبل به ایران آمده و در منطقه ی کمره از روستاهایی همچون لیلان ،رباط ، خرم آباد و...بازدید کرده در این مورد نظری مخالف نظر ما دارد، در سطرهای پایینی این صفحه به نظر این نویسنده نیز اشاره کرده ایم .
مکان و روش زندگی ساکنان اولیه
در این باره باید گفت :هر چند اقوام ابتدایی که وارد فلات ایران میشدند ((بصورت امروزی در یک مکان ساکن نمیشدندو با توجه به تغییر فصل ها مکان زندگی خود را به قشلاق وییلاق تغییر میدادند))  اما طی تحقیقات انجام شده بر روی غار بزرگ روستای رباط علیا که روزی محل زندگانی مردمان گذشته بوده ((همان زاغه ی رباط علیا))برای کارشناسان محرز شده بیش از 12000قبل این غار حفر شده یعنی از تاریخ زیستن در این مکان بیشتر از دوازده هزار سال میگذرد..../
در ضمن به نظر میرسد سالها قبل از حفر شدن غار مذکور باز هم در این مناطق زندگانی وجود داشته ، البته بصورت فصلی یاهمان ((قشلاق وییلاق))

در رابطه با این غار بیشتر بدانیم
متاسفانه در این راستا با توجه به مشکلاتی که برایمان پیش آمد((از جمله بارندگی شدید ورعدوبرق در کوهستان ، گم کردن مسیر غار و...))بنابراین نتوانستیم دسترسی به غار مذکور پیدا کنیم و دست خالی برگشتیم ، لازم به توضیح است که من همیشه تمایل دارم در خصوص هر موضوعی با صلیغه و روش خودم پیش بروم و به اطلاعات در آن رابطه دسترسی پیدا کنم ولی گاهی برای تشخیص نقاط ضعف وقوت نوشته ام نیز نگاهی به نوشته های دیگران در آن پیرامون می اندازم اما درکل کپی برداری مستقیم از مطالب و زحمات دیگران کار درستی نیست،بعدم با این روش فقط مطلب رو کپی کردی بدون اینکه بدانی آن مطلب چقدر صحت دارنداما این مورد را استثناء مجبور به کپی برداری شدم،بنابراین مطالبی که درباره ی مشخصات غار رباط در زیر آماده است نوشته ی من نیستندو درباره ی کم وکیف و میزان صحت آنها اطلاعی ندارم وفقط برای کامل شدن این صفحه و همچنین افزایش اطلاعات عمومی مخاطبین آنها را ثبت کردم.انشاء الاه اگر در آینده فرصتی پیش آمدو به بازدید این غار رفتیم سعی میکنیم گزارش وتصاویری از غار مذکور با صلیغه ی خودمان تهیه کنیم،(( ضمنا این غار در بین اهالی معروف به زاغه ی رباط بالا میباشد و در رشته کوه شیرخانی که شمال روستا هس قرار گرفته__داخل غار نیز فضا تاریک هست،فکرنکنم عکس از داخل غار باکیفیت خوب بشه گرفت

غار رباط علیا ((این مطلب کپی برداری هست

غار رباط در ارتفاعات تخت حسین روستای رباط علیا در شهرستان خمین استان مرکزی قرار دارد.

غار رباط بیش از 100 متر طول و 2 تالار بزرگ دارد که ارتفاع آن‌ها 20 متر و مساحت‌شان بیش از 200 مترمربع است.

در غار رباط قندیل‌هایی از جنس سیلیس دیده می‌شود که منظره‌ زیبایی را در غار به وجود آورده‌اند.

در این غار حفره‌های فنجان مانندی دیده می‌شود که در دوره‌ای که هنوز صنعت سفال‌سازی وجود نداشته، از آن‌ها برای نگهداری آب استفاده می‌کردند اما بعدها ساکنینی که موفق به کشف آتش و روغن‌های گیاهی یا حیوانی شده بودند، از این حفره‌ها به عنوان پِی سوز بهره می‌بردند. آثار سیاهی و دوده‌های ناشی از سوخت روغن درون برخی از آن‌ها هم‌اکنون نیز قابل مشاهده است و کلیه سطوح داخلی غار نیز از دوده‌های غلیظ پوشیده شده و در برخی نقاط به رنگ قیر است. عمق این حفره‌ها از 10 تا 15 سانتی‌متر و قطر آن‌ها از 5 تا 8 سانتی‌متر متغیر است. این حفره‌ها به وسیله شیارهایی باریک به یکدیگر مرتبط شده‌اند تا آب از یک حفره به حفره دیگر انتقال یابد.

غار رباط استان مرکزی

آثار دوده در غار رباط استان مرکزی

در سقف این غار یک حفره بزرگ دارد و احتمالاً آمد و شدهای اولیه از آن صورت می‌گرفته و در دوره‌های بعد انسان‌های دیگر که در آن ساکن شده‌اند، درِ ورودی کوتاهی را برای ورود و خروج (به صورت سینه‌خیز) در آن ایجاد کرده‌اند.

کف غار در تمامی نقاط حفارش شده و عمق لایه خاکسترهای موجود در برخی نقاط کف غار به بیش از 50 سانتی‌متر می‌رسد که نشان از سکونت انسان در دوره‌های کهن دارد. ((پایان کپی برداری/ باقی مطالب جزو گزارش های خودمان هست

ترک کوه نشینی در گذر زمان وساکن شدن در دشتدر این باره باید گفت نه تنها روستای رباط بلکه در سرتاسر دنیا انسانهای اولیه در قالب های عشایری، کوه نشینی و زیستن در غارها گذران میکردند...به مرور زمان باگذشت قرن ها وهزاره ها کم کم بشر به فکر زندگی راحت تری افتاد بنابراین از کوه ها بسوی دشت سرازیر شد وبیشتر کنار ((چشمه ها ،رودخانه ها وآب های روان)) ساکن شد وبه اینصورت برای اولین بار بنای روستاها نهاده شدند.../

تقسیم بندی ای در خصوص روستای رباط علیا
در این قسمت میخواهیم به مهمترین بخش گزارش سفرمان بپردازیم ،همانگونه که در مطلب بالا ذکر آن گذشت به مرور زمان غار نشینی و کوه نشینی کنار رفت و زندگی بشر در دشت آغاز شد ودر این راستا روستاها بنیانگذاری شدند و از جمله یکی از کهنترین روستاهای کمره ی قدیم میتوان به رباط علیا اشاره کرد.
طی تحقیقات در خصوص این روستا و سفری که به آنجا داشتیم و از نزدیک فضای روستا را دیدیم...خلاصه نتیجه گیری نهایی ما برآن شد که تقسیم بندی ای درخصوص این روستا انجام دهیم :
یک) رباط قدیم
دو) رباط امروزی

ابتدا به شرح رباط قدیم بپردازیم :
در این راستا لازم میبینم ابتدا معنای کلمه ی رباط را شرح دهم ، در این باره باید ذکر کنم رباط به دو معناست :  اول اینکه در جنگ های گذشته ،مسلمانان در سرحد مرز متصرفاتشان مکان و محل مستحکمی بنا میکردن رزمندگان اسلام در آن دور هم جمع میشدند و به مشورت و...میپرداختن این محل و مکان را در زبان عربی رباط میگفتن اما رباط یک معنای دیگر هم دارد یعنی در گذشته های دور به مهمانسراها وکاروانسراهارباط میگفته اند
و حال موضوع اینکه ما در طی بررسی و تحقیقاتمان متوجه شدیم در زمانهای گذشته جاده ی ارتباطی بین شرق وغرب ایران قرار داشته است و انتهای این جاده از ایران هم میگذشته بطوری که حتی تا سرزمین های شامات آن زمان یعنی((سوریه ،لبنان، عراق وفلسطین))و...این جاده میرفته است.
واکنون موضوع مهمتر اینکه جاده ی آن زمان دقیقا از محل روستاهای فعلی میگذشته ((به زبان ساده تر یعنی جاده از مسیر روستای استهلک،رباط سفلی،رباط علیا،روستای خرم آبادو...میگذشته))دیگه فکر نکنم لازم به توضیح بیشتر باشه، چون الان خود مخاطبین میتونن حدث  بزنن باگذر همچین جاده و پل ارتباطی ای  منطقه ی رباط در آن زمان چه عظمت وشکوهی داشته است....

اما رباط امروزی
در توضیح این بخش لازم است به ادامه ی سفرمان برگردیم ،گزارش را تا جایی ادامه داد یم که رسیدیم به تابلو ورودی رباط علیا...
  ادامه ی گذارش سفراکنون در حدود فاصله ی یکصدمتری روستای رباط علیا هستیم (( در حاشیه ونوار بیرونی روستا)) برای کامل شدن تحقیقاتمان ابتدا در نوار بیرونی و اطراف روستا گشتی زدیم اما متاسفانه هیچ آثاری از رباط قدیم در حاشیه ی رو ستا پیدا نکردیم __این مورد را از قبل هم پیش بینی کرده بودم که در اطراف روستا چیز قابل ملاحضه ای روئیت نشود،چون اصل روستا ((رباط قدیم ، باکاروانسراها وتمام شکوه وعظمتش زیر خاک مدفون است))بنابراین حاشیه ی روستا را رها کردیم و  وارد خود روستا شدیم.../
نگاهی به فضای داخلی روستای رباط
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
این هم تصویری از کهریز ((قنات))رباط علیا
این کهریز داخل آبادی هست
http;//khomeyni.mihanblog.com
این هم تصویری از باغات روستای رباط سفلی هست
http;//khomeyni.mihanblog.com
لازم به توضیح میبینم مجددا ذکر کنم این روستا رباط قدیم نیست ، رباط قدیم باتمام آثار باستانی وعظمت وشکوهش به مرور زیر خاک مدفون گشته وبه مرور جای خود را به روستای رباط فعلی داده است__ توضیح بیشتر اینکه امروزه باید گفت بیش از 25 قرن از عمر رباط قدیم میگذرد اما روستای فعلی که در تصویر میبینید عمری در حدود 2قرن یعنی 200سال دارد....
در اینجا چندتا عکس قدیمی تر رو گذاشتم نگاه کنید :
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
نمیدانم کوزه گر بعد مرگم از انگشت،انگشت من چه میسازد ! اما میخواهم بدانم با دیدن این تصاویر شما چه نظری دارید ؟
در تصاویر میبینید منطقه در چه سکوت وچه شکلی فرو رفته است ، اینجا همان محلی است((پل ارتباطی شرق وغرب)) که روزی دارای عظمت وشوکتی تمام بوده ، ودائم در کاروانسراهایش کاروانهای متعددی رفت وآمد میکرده اند ، اکنون اگر در پس وپیش این متروکه ها قدم بزنی ،درلابلای سکوتشان شاید هنوز هم صدای کاروانها ، صدای شیحه و سم اسبان بگوش برسد !!!!!!!!!!!
نگاهی به رباط در سفرنامه ها
در این راستا باید گفت :سفرنامه ها همچون شاه کلیدهایی هستن که درهای بسته را بروی ما میگشایند، خوشبختانه برخی از سفرنامه ها از روستای رباط نیز نام برده اند واین خود راه دستیابی مستقیم ما را به برخی اطلاعات در خصوص گذشته های این روستا آسان میکند(( باتوجه به اینکه  اکثر این سفرنامه ها بوسیله ی سفرنامه نویسان کشورهای خارجی نگارش شده اند و راه دستیابی به برخی از آنها در کتابخانه های ایران برای ما هموار نیست ویا حتی برخی از این کتب اصلا در ایران وجود ندارند اما تا جایی که امکانش بود وتا جایی که برخی از این کتب را در کتابخانه ها میشد مطالعه نمود ما کوتاهی نکردیم هرچند که به برخی از این کتب دسترسی پیدا نکردیم اما با مطالعه ی کتب مشابه تا حدودی پی به مضمون ومحتوای کتب مورد نظر بردیم ))
اما در خصوص روستای رباط در سفرنامه ها باید گفت : در دو سفرنامه به این روستا اشاره شده است :
یکی سفرنامه ی اوژن فلاندن به ایران میباشد که مترجم فارسی آن آقای حسین نورصادقی میباشد ، در این کتاب از ((روستای لیلان خمین ))زیاد نام برده شده است...ضمنا درباره ی روستای رباط قدیم چنین نوشته ((...در راه چندین خرابه ی باستان و گورستان را برخوردیم که سنگ های خیلی زیبا ومتحجر باعبارات کوفی خیلی نفیس میداشتن )) وبعد از روستای رباط ادامه ی سفر داده به روستای خرم آباد که در ضلع غربی رباط هس ،درباره ی روستای خرم آباد نیز چنین گفته:((اقوال متعدد در باب پیدایش این محل گفته میشود از جمله یادبود دهستانی هست عظیم که خرمشاه آنرا بنیان کرده است ، اکنون نامش به قریه ای کوچک به اسم خرم آباد نزدیک مخروبه های رباط باقی مانده...)) در اینجا لازم به توضیح میبینم ذکر کنم : اوژن فلاندن یک دانشمند فرانسوی وجهانگرد بوده است که در زمان محمدشاه قاجار به ایران آمده ،نامبرده تقریبا به مدت 8 سال در حال سفر وتهیه ی گزارش از مناطق مختلف ایران بوده یعنی در سال 1221شمسی به ایران آمده وتا 8 سال در ایران ماندگار شده است.
ضمنا در سفرنامه ی مسیو چریکف ((که در بخش ساکنان اولیه ی رباط نیز به آن اشاره ای کردیم)) درباره ی رباط مطلب آمده است .
موسیو چریکف در آن زمان نماینده ی دولت روسیه در ایران بوده است ، نامبرده نیز یک سفرنامه نویس بوده که در حدود 170 سال پیش به ایران مسافرت کرده وگزارشات و خاطراتی از سفرهایش فراهم نموده است ، او در خاطراتش از اصفهان وبروجرد نوشته تا اینکه به روستای هفته وعمارت شازند رسیده و بعد وارد خمین وبرخی روستاهای خمین نظیر لیلان و رباط علیا ،روستای خرم آبادو...شده است ضمن اینکه به هرجا میرفته خاطرات خودش در آن نواحی راثبت میکرده است...اما در خصوص روستای رباط علیا چنین نوشته :(( از ده خرم آباد بسوی خمین تقریبا 5 فرسنخ میباشد که این مسافت را ما در 7ساعت و15 دقیقه طی کردیم و دو ساعت بعد از آن به رباط آمدیم///البته در این مورد توضیح نداده که پیاده آمده با ماشین یا اسب/// و در ادامه گفته هنگامی که وارد رباط شدیم سر راه سمت چپ گورستانی را دیدیم که سنگ های آن از آثار قدیمه بودن، طول یکی از آن سنگ ها دو عرش ونیم بودو به خط کوفی نوشته بود ولی فقط تاریخ آنرا تشخیص دادیم که از سنه ی 618هجری بودکه مطابق است با سال 1240 عیسوی((منظور از عیسوی همان میلادی هست))از زمانی که طایفه ی سلسله ی سلجوقیان سلطنت میکردن...در کل در این رابطه گفته : در این آبادی ما با سنگ ها وسنگ نوشته های زیادی برخورد کردیم که به خط کوفی حک شده بودن،برخی از این سنگ ها سنگ قبور بودن وبرخی دیگر سنگ قبور نبودن، برخی از این سنگ ها سنگ هایی باعمری کهن بودن اما برخی دیگر را از ظاهرشان میشد فهمید چندان ق5دیمی نیستن وتاز تراشیده و حکاکی شده اند...از سنگی نام برده که تصویر صورت دو شیر را در آن تراشیده بودن ...بگذریم اما مطلب مهمی که نوشته گفته :این سنگ ها همانند واز جنس سنگ هایی هستن که در سفرمان در تخت جمشید دیدیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!))
ما که متوجه نشدیم این همه سنگ وسنگ این همه سنگ وسنگ تراشه  در رباط علیا به چه منظوری بوده، اما فکر کنم این روستا در گذشته خیلی مهمتر از آن بوده که در فکر ما بگنجد ، بگذریم حالا با هم ادامه ی خاطرات این نویسنده ی روسی رو بخونیم واقعا که به هر دیاری میرسیده در مورد آنجا کارآمد نگارش میکرده پس باهم بریم به ادامه ی خاطراتش :
در ادامه ی مطلب در خصوص رباط علیا مینویسد
یک پیرمرد از ساکنین رباط به ما گفت بنای این روستا از سی30 سال قبل برپاشده است / درباره ی این سنگ نگاره ها از پیرمرد پرسیدیم؟ پیرمرد گفت : این سنگ ها را از زیر خاک بیرون آورده ایم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اما در آن حوالی به هیچ وجه من الوجوه آثار وعلامات ساخت قدیم دیده نمیشد....همچنین در خصوص ساکنان اولیه ی رباط نوشته : از قراری که ذکر کردن مردم قدیم ساکنین این  ده که اجداد مردمان حالیه ی آنجا محسوب میشوند، از طایفه ی لزگی بودند وآنها را امیر تیمور گورکانی کوچانیده ودر این منطقه ساکن کرده بود و لهجه ی این مردمان (( منظور مردم رباط علیا)) مانند لهجه ی جغتائی است ....
نتیجه گیری از مکتوبه ی سفرنامه ها:
با توجه به نگارشات و یادداشت هایی که درباره ی رباط علیا در برخی سفرنامه های کهن بثبت رسیده میتوان حدث زد دهکده ی رباط قدیم به مراتب باعظمت تر از وضعیت امروزش بوده و برای خود دورانی داشته است...
اما نتیجه ی دیگری که در این راستا میتوان بدست آورد این است که رباط قدیم با تمام شکوه،آثار باستانی وتاریخش به مرور زمان زیر خاک همین منطقه فرو رفته است....
اما مورد بعدی : در خصوص سخن آن پیرمرد که در آن زمان گفته(( بنای این آبادی را حدود30 سال قبل برپا کردیم_الحال با توجه به اینکهسفرنامه نویس در حدود 170سال پیش به رباط سفر کرده ،بنابراین 30 سال ذکر شده را که با 170 جمع کنیم نتیجه میگیریم روستای فعلی رباط در حدود 200 سال قدمت دارد
اما نتیجه ی بعدی که میتوان دریافت :این است که دهکده ی قدیمی رباط تقریبا در حوالی روستای رباط امروزی زیر خاک مدفون گشته است...
ضمنا ذکر این مطلب هم فراموش نشود: در سفری که ما به روستای رباط داشتیم در داخل آبادی به یکی دوتا از این سنگ نگاره ها نیز برخوردیم، که از هزاران سال پیش تا به امروز سالم و استوار برجا مانده بودن ، عکس هم از آنها تهیه کردیم اما متاسفانه عکس ها جالب از کار در نیامدن و کیفیت خوبی نداشتن. اما در تصویر زیر محل قرار گرفتن یکی  از این سنگ نگاره ها را مشخص کرده ایم ، به تصویر نگاه کنید ((سمت راست تصویر همانجایی که نیسان پارک کرده ، درست جنب تیربرق)) یک سرکوبه ی سنگی با قدمتی کهن قرار دارد . سمت چپ تصویر (( پای دیوار خانه ای که پنجره دارد)) درست اینجا هم یکی از سنگ نگاره ها با قدمتی هزاران ساله قرار گرفته است.
اما واقعا جای تاسف دارد که میراث فرهنگی هیچ اقدامی در خصوص حفظ و نگهداری ، حداقل آثار بجا مانده انجام نمیدهد و هر لحضه امکان دارد این آثار نیز از بین بروند مانند هزاران سنگ نوشته ی دیگر که یا شکسته شده اند ،و یا به سرقت رفته اند...

http;//khomeyni.mihanblog.com
سفری در کوهستانهای منطقه
...هر چند که سفر ما به روستای رباط فقط بخشی از روز بود و فرصت بسیار کمی داشتیم اما در همین فرصت اندک سفری هم به کوهستانهای رباط داشتیم
http;//khomeyni.mihanblog.com
در این راستا باید گفت : روستاهای استهلک، رباط سفلی و رباط علیا هرسه در یک نوار قرار گرفته اند که در سمت شمال این سه روستا رشته کوه شیرخانی قرار گرفته و در قسمت جنوبی و فاصله ای نزدیکتر به آبادی رشته کوه الوند واقع شده است...
ثروت ملی: در این باره باید گفت : دو رشته کوه الوند وشیرخانی در این منطقه علاوه بر زیبای بخشیدن به رخساره ی آبادی به عنوان یک ثروت ملی نیز برای اهالی محسوب میشوند.
این رشته کوه ها از لحاظ چرای احشام دارای پوشش گیاهی بسیار مناسبی میباشند و با توجه به وسعتی که دارا هستن مکان مناسبی برای چرا و پرورش گله های گوسفند و بز میباشند...
از جهت دیگر نیز باید گفت : کوهستانهای این منطقه آکنده و لبریز از انواع گیاهان دارویی میباشند ،ضمنا انواع سبزیجات کوهی و برخی میوه جات کوهی از جمله آلبالو کوهی وبادام کوهی در این کوه ها به فراوانی یافت میشوند، بطوری که ((موسیر کوهی رباط))که به اصطلاح محلی به آن ((لیز کوهی)) میگویند در بین اهالی منطقه معروف میباشد
http;//khomeyni.mihanblog.com
نمونه ای از گلهای وحشی زیبا در کوهستان رباط
http;//khomeyni.mihanblog.com
http;//khomeyni.mihanblog.com
راز کوهستانها امروزه باید گفت کوهستانهای منطقه با هزاران رمزو رازی که در دل خود جای داده اند سالهاست که در سکوتی عیق فرو رفته اند، در زمانهای گذشته در همین کوهستانهای رباط غوغایی برپا بوده ، دزدان و راهزنان به عنوان یک سنگر و پایگاه نظامی از این مناطق به نفع خود استفاده میکرده اند و با توجه به اینکه روستای رباط در مسیر پل ارتباطی شرق و غرب بوده و همچنین کاروانسراهایی در این مسیر وجود داشته بنابراین کوهساران مکان بسیار مناسبی برای راهزنان بوده که برنامه ریزی و اقدامات لازم برای حمله به کاروانها را انجام دهند و از طرفی هم بسیاری از اموال مسروقه را به کوه میآورده و در نقاط مناسبی از کوه مخفی میکرده اند...
در سفری که ما به کوهستانهای رباط داشتیم ضمن بررسی و مشاهده ی چند نمونه گیاه دارویی و سبزیجات کوهی، تصمیم گرفتیم مکان راهزنان رانیز مورد بررسی قرار دهیم ، در این رابطه احتمالی که دادیم این بود که یکی از مکانهای راهزنان در گذشته میتواند ابتدای نقاط آغازین رشته کوه الوند از زاویه ی شرقی باشد ،بنابراین مستقیما راه ضلع شرقی را در پیش گرفتیم ((دلیل احتمال دادن به ضلع شرقی هم این بود که این محل کوه چشم انداز بسیار وسیعی بطرف مشرق و کل خمین و منطقه دارد)) ...بلاخره وارد قسمت شرقی کوه شدیم و پس از گذشت حدود ساعتی گشت زنی در کوه چندین خانه ی سنگی که کاملا مخروب شده بودن را یافتیم((هر چند که این خانه ها بکلی مخروب شده بودن اما به نظر میرسید جنس آنها فقط از سنگ بوده است ،آنهم از نوع سنگ هایی که فقط همرنگ کوه هستن ......
گذارش سفر ناقص _ ثبت اطلاعات ادامه دارد



اوقات شرعی

لینکدونی
میزان بازدید از سایت
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :