تبلیغات
 ابزار پرده خوش آمدگویی
به شهرآیت الله خمینی خوش آمدید
خمین وکمره - استهلک،روستایی سرشار از زیبایی

خمین وکمره

نگاهی عمیق وماندگار ونگرشی کارساز به کمره ی قدیم تا خمین امروزی (( تقدیم به آقای دکتر مرتضی فرهادی،نگارنده ی منبع تاریخ کمره))

آدرس کانال های تلگرامی خمین و روستاهای تابع
 کانال های خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
کانال تلگرام روستای استهلک خمین
کانال تلگرام قریه استهلک خمین
تم باکس قالب ساز میهن بلاگ
درباره سایت
(((((((((((پویا مدیر سایت))))))))))

فرمان دادم بدنم را مومیایی نکنند، درتابوبت، طلا زیور آلات وامثال آن نپوشانند، فقط هرچه زودتر جسدم را در خاک پاک ایران دفن کنند، چه افتخاری بالاتر از اینکه بدنم درخاک پاکی همچون ایران دفن شود و ذره ذره خاک ایران را تشکیل دهد(((کورش کبیر)))
زنده باد ایران، زنده باد ایرانی، زنده باد وطن ، زنده باد بچه های خمین








نویسندگان
جستجو در سایت
اینجا
(((بنام خدا )))
خمین وکمره

به روستای استهلک خوش آمدید


تاریخ ثبت صفحه: 8خرداد1394

تاریخ شروع درج اطلاعات :24خرداد94
منابع وکتب مورد استفاده :

نویسندگان:

1) Admin
2)سجاد کمانکش
3)
استفاده ازتحقیقات خانم جعفری( دانشکده ی الاهیات)
آدرس و لینک روستا در در تلگرام :
https://telegram.me/jazirehestehlak

سخنی چند با مخاطبین :
در آغاز  ثبت  وب خمین وکمره، خواست ابتدایی ما بر این  بود که بتوانیم فضایی جامع برپا داریم که نه تنها خمین وکمره بلکه گلپایگان و خوانسار را هم شامل شود. اما متاسفانه با وجود مشکلات بسیاری که در این راه برای نویسنده بروز میکرد این کار مقدور نشد.
در راستای تکامل هر چه بیشتر وبهتر وب خمین وکمره برآن شدیم که ضمن درج اطلاعات کلی در خصوص خمین وکمره در قالب جدول مادر ، صفحاتی جداگانه نیز در خصوص تمامی قریه ها ،مزارع و سایر جاهای کمره به نگارش درآید، اما متاسفانه این خواست هم مشکلات خود را دارد!
مشکلاتی همچون فقدان اطلاعات کافی در خصوص قریه های خمین، یکپارچه نبودن و بریده، بریده بودن اطلاعات بدست آمده، عدم دسترسی به برخی کتب و منابع موردنظر ، کم یاب بودن و کلا نایاب بودن برخی از کتبی که برای نکته برداری ونگارش مدنظر مابودن، کم بودفرصت برای نگارش، بی اعتنایی وعدم همکاری برخی مخاطبین ،دردسرهای خاصی که برای تصویر برداری از برخی روستاها و جاها پیش میآمد و.... تنها بخشی از مشکلاتی بودند،که در راه نگارش و ثبت شدن مطالب سایت پیش میآمدو الحال الباقی مشکلات بماند جای خود!
بهرحال تابدینجا در  وب خمین وکمره برای برخی از  روستاهای خمین که میزان اطلاعات ما آز کم وکیف آنها نسبت به سایر جاها بیشتر بود،صفحاتی جداگانه در نظر گرفته شده و در حال تکامل میباشند و امید ما براین است که انشائ الله به مرور تعداد این صفحات بیشتر شود و روزی برسد که تمام آبادیها و روستاهای خمین دارای صفحه ای جداگانه در وب خمین وکمره باشند.
صفحه ی حاضر متعلق به روستای استهلک میباشدو همانگونه که در سرفصل به روئیت شما رسید در خرداد ماه سال 94 ثبت شده است و هم اکنون ((فروردین 96)) در دست تکامل بیشتر وبازنگری قرار گرفته است و این بازنگری برای تکامل بیشتر وبهتر قطعا همکاری و دیدگاه مخاطب را میطلبد.
با توجه به اینکه به اینکه موضوع اصلی تمام صفحات این وب تاریخی است ،سعی ما براین است که تا حدامکان از موضوعات تاریخی شروع کنیم و نام روستاها،دهستانها وسایر جاها رانیز  بدون تحریف وتغییر و همانی که از ابتدا بوده بیان کنیم، بطوریکه در بیشتر مطالبمان بجای خمین از همان نام قدیمی و اولیه یعنی کمره استفاده میکنیم ، اما متاسفانه اکثر مخاطبین به صورت ظاهری نگاهی گذرا به صفحات و سایرپستها دارند و بدون بیان دیدگاه ونظریه رد میشوند و اندک مخاطبینی پیدا میشوند که به موضوع اهمیت داده با دقت مطالعه نمایند و درپایان نظریه ی خود را بیان کنند.
گاهی وقتها بیان دیدگاه و اعلان نظر حتی در یک مورد ساده هم میتواند مفید ومدنظر قرار بگیرد. چنانچه در نگارش صفحه ی دهستان دالایی یکی از مخاطبین که نام خانوادگی ایشان هم دالائی بود، از طریق مکاتبه با ادمین درخواست داشت نام دهستان دالایی ویرایش املاء ای و اصلاح شده و به دالائی تغییر کند.
از بین ده ها مخاطب فقط یک نفر درخواست ویرایش نام دهستان را دارد، سایر مخاطبین فقط مطالعه ی ظاهری دارند ویا برایشان مهم نیست !
به هر حال امید است صفحه ی حاضر مورد استقبال مخاطب قرار گرفته و پس از مطالعه بتواند به یک جمع بندی ونتیجه گیری برسد.
در پایان درخواستی که از مخاطبین مدنظر است ،انتظار میرود پس از مطالعه ی صفحه چنانچه هر نوع اشکال یا تضادی در متن مشاهده میشود ویا برای تکامل بیشتر متن، اطلاعات ویا پیشنهادی دارید، نظریه و دیدگاه خود را بیان نمایید.



هم اکنون نیمه های شب است ،
ومن امشب قلمی ساخته ام ،ازنی باغ بهشت،
جوهر از شیشه ی ذات، کاغذ از صفحه ی دل
و در این صفحه بنام خدا،چنین خواهم نوشت :
این صفحه تقدیم شد به روح پاک و مقدس فخر کمره،نماد وافتخارهمیشه ماندگار روستای استهلک
مرحوم مغفور ،جنت مکان ،شا
دروان ملآی بزرگ نعمت الله حمزه آئلی استهلکی
و چون نام این بزرگ آمد،ابتدا بشنویم مختصری ازشرح احوال این مرد روحانی:
 
  آقا نعمت الله حمزه ائلی استهلکی
ملقب به: ملا نعمت الله
شبیه خوانی درتعزیت اوصیای کرام


بدون تردید باید گفت یکی ازاساتیدمعروف ومشهورومتصوّفه شبیه خوانی وتعزیت داری  دربخش مرکزی ایران در استان مرکزی و شهرستان اراک که در آن زمان سلطان آباد نا میده میشداستادآقانعمت الله حمزه ائلی استهلکی است.
به استنا د تاریخ و پیشینه درخشان این بخش از میهنمان در زمینه بر پایی مجالس سوگواری وعزاداری آقااباعبدالله الحسین،علی الخصوص برپایی مجالس شبیه خوانی می توان گفت که: مردمان استان مرکزی از همان دوران قاجاریه كه بدو تاسیس‌ اراك نیزهست، به علت تعلق خاطری كه نسبت به ائمه اطهار به‌خصوص خاندان واهل بیت سیدالشهدا داشته‌اند، همواره سعی می‌کردند برای تجلی هر چه بیشتر مراسم كه جزء مراسم سوگواری محسوب می‌شد،
 از هیچ‌گونه سعی و كوششی دریغ نورزند و هر دسته در هر منطقه‌ای از استان مركزی سعی در بیشتر جلوه دادن این مراسم با شكوه و در عین‌حال حزن‌انگیزتر از دسته‌های رقیب خود ‌داشت.برپایی تعزیه در فراهان و نظام‌آباد،تفرش ،خمین و شازند تقریبا همزمان با برپایی تعزیه در تكیه دولت تهران بوده است. تشكیل و حمایت و هدایت  گروه‌های تعزیه‌خوان چه در سطح استان و چه دعوت گروه‌های تعزیه‌خوان از بعضی شهرستان‌ها ازجمله اصفهان با اتكا به حمایت دولت وقت آغاز شد كه خود با اجراهایی در تكیه دولت تهران سبب شده بود كه این نمایش مذهبی به زودی به رشد چشمگیری نائل شودوبابهره مندی ازتجارباستادان بزرگی همچون استادآقانعمت الله حمزه ائلی استهلکی ودیگراساتیدبرجسته وصاحب سبک این خطه به یکی از بخش های مهم برپایی مجالس شبیه خوانی درکل کشورشناخته شودومی توان گفت که این نمایش مذهبی در اراك و حومه از جایگاه ویژه و والایی برخوردار بوده است . علت این‌همه غنا و ماندگاری و زیبایی تعزیه  در اراک این است که این خطه سرشار از شبیه‌خوانان توانا و كارآمد و خوش‌صدا و مستعد ومتعهد بوده كه در برپایی این نمایش مذهبی از هیچ كوششی دریغ نمی‌کردند و این نمایش مذهبی در هر روستا و تابعه‌ای، با خصوصیات محلی و اعتقادات و باورهای خاص خود اجرا می‌شده است و اجرای تعزیه و شبیه‌خوانی چه در اراك و شهرهای اطراف همچون خمین و چه در روستاها ی تابعه همچون روستای استهلک که زادگاه ومحل زندگی استادآقانعمت الله حمزه ائلی است از جایگاه ویژه و برجسته ای برخوردار بوده است.این هنر مذهبی نسل به نسل ادامه یافته و از همان دیرباز با تشكیل گروه‌های منسجم و تعیین معین‌البكاء به امر شبیه‌خوانی می‌پرداختند.
مراسم عزاداری امام حسین(ع) در اراک درگذشته از نظم خاصی برخوردار بوده است و شاید برخورداربودن از همین نظم خود سبب شد كه شبیه‌خوانی استان جزء یكی از قطب‌های مهم شبیه‌خوانی در سطح كشور مطرح شودویقینااین درخشش وموفقیت نتیجه سالهاتلاش وپیگیری مستمراستادان دلسوزاین خطه،همچون استادآقانعمت الله حمزه ائلی است.
درتعریف زندگینامه ودوران حیات ایشان اینگونه نقل کرده اندکه:
استادآقانعمت الله حمزه ائلی نه تنهادرکسوت ومقام درتعزیت وسوگواری آقااباعبدالله الحسین به شیوه شبیه خوانی وبرگزاری واجرای اینگونه مراسماتشهرتی بالقوه وکم نظیرکسب کرده،بلکه درزمینه تعلیم وتدریس علوم مقدماتی قرآنی وسوادآموزی به شیوه ادبیات ودستورزبان عربی واشراف کامل برتکلمومبانی زبان عربی وقرائت قرآن کریم تسلط داشته که به واسطه همینامرودیگرفضائلش درمقام یک استادبه (ملانعمت الله) لقب گرفته وازآن پسهمگان،وی رابه این نام شناخته وتاامروزکه نزدیک به یک قرن ازآن ایام میگذرد،کماکان این استادجلیل القدررابه همین نام یادمی کنندوهمانگونه که برایشانازپدران ونیاکان خودنقل قول وتعریف شده،توصیف فضائل وبرکات وتمجیدمکارماخلاقی ودرجات ارزشمنداستادی وی راشنیده وآنراازروی احترام وتقدیروتعظیمبرای دیگران ونسل درنسل بازگوکرده ویادوخاطره اش راگرامی می دارند.درتعریف وبیان مقام شامخ این استادگرانقدراینگونه روایت کرده اندکهملانعمت الله ازبدوسنین نوجوانی درامرتعلیم وتربیت درمحضرمبارک پدربزرگوارش

آفایعقوب حمزه ائلی استهلکی که ایشان هم ازاساتیدومدرسین زمان خودبوده دراین راه گام نهاده وتاآخرین لحظه حیات پربارش به ریاضت وتصفیه وتزکیهباطن،همچون نیاکانش ازبرای رضای معبودومقصوددرامرخدمتگذاری بهمشتاقان درگاهش مشغول بوده ودراین راستاباحفظ وصیانت ازکیان ومیراثاجدادی که ازپدربه اورسیده به بالاترین درجات استادی نائل می گردد.

درهمین مسیربندگی وبی نیازاززرق وبرق دنیوی وازبرای اشاعه فرهنگ عاشورایی وزنده نگه داشتن نهضت مولایش حسین وپاسداری ازحرمت خونشهدای دشت نینواوبابرپایی مجالس تعزیت وعزاداری سیدوسالارشهیدانحسین ابن علی علیه السلام توانسته است
نام خودرادرزمره بانیان واستادانبنام شبیه خوانی درزمان حیات خودبربالاترین مرتبه لیاقت وبلاغت برهمگان روشن وتثبیت گرداند.
تاریخ دقیقی اززمان وفات ایشان دردست نیست ولی طبق شواهد وئ بررسی روایات توسط تیم تحقیق،یقینابین سالهای1304  الی 1313خورشیدی چشم ازجهان فروبسته وبسوی معبودخویش شتافته است.
 این مرد بزرگ در قریه ی استهلک از دنیا رفته و همانجا دفن شده است
متاسفانه ما اطلاعات دقیقی ازنزدیکان واهل بیت ایشان بدست نیاوردیم ولی نقل کرده اندکه ایشان دراواسط عمرپربرکتشان بازنی بنام خانم زهراازدواج کرده وپس ازگذشت چندسال این زن درسن جوانی براثربیماری ازدنیارفته واستادبراثراین اتفاق وتقارن بابروزخشکسالی وقحطیدرآن ایام بالاجبارترک وطن کرده وازبرای امرارمعاش درحرفه تدریس وسواداموزیعازم روستاهای دیکربخش سلطان آباد  (اراک امروزی)  می شودکه درهمین سفرهاگویاهمسردیگری اختیارمی کند.اطلاعات دقیقی دردست نیست که آیاایشان ازخودفرزندیافرزندانی بجاگذاشته اندیاخیر.

منبع اطلاعات :
نویسنده تحقیق:فریده جعفری خامنه

دانشکده الهیات،علوم ومعارف اسلامی مهرماه۱۳۸۰

باهمکاری سازمان تبلیغات،فرهنگ ومعارف اسلامی



http;//khomeyni.mihanblog.com

معرفی روستا :
استهلک قریه ای هست جزء دهستان دالائی بخش خمین شهرستان محلات ،42 کیلومتری باختر خمین، 10 کیلومتری راه شوسه ی خمین به اراک ، واقع در کوهستان وسردسیر
منبع اطلاعات :
فرهنگ جغرافیای ایران
جلد اول صفحه ی یازده
سال 1328 خورشیدی

نکات مورد توجه
 البته باید توجه داشت که این اطلاعات مطعلق به حدود 70 سال قبل از این میباشد وهمانگونه که به رئیت شما رسید، نوشته(بخش خمین شهرستان محلات) یعنی در آن زمان خمین وابسته به محلات ومستقل نبوده است.
و یا اینکه از  نامهایی همچون دهستان دالائی استفاده کرده اما امروزه نام دهستان به خرمدشت تغییر کرده است. ولی با توجه به اینکه وب خمین وکمره جنبه ی تاریخی دارد  ما از همان نامهای اولیه استفاده میکنیم ، بنابراین نام جدید دهستان یعنی خرمدشت کنار زده و همان نام اولیه یعنی ((دالایی)) ترجیح داده میشود.

منظره ای از دورنمای روستای استهلک
http;//khomeyni.mihanblog.com


نام استهلک در روستاهای ایران
در یک نگاه کلی باید گفت : نام استهلک از نامهای بسیار  کم یاب در بین روستاهای ایران میباشد، یعنی به ندرت روستایی را میتوان یافت که نامش استهلک باشد. تا جایی که تحقیقات ما در این زمینه نشان داد، دو روستا را در ایران به نام استهلک یافتیم . یکی روستای استهلک خمین و دیگری روستای استهلک در گلپایگان.
البته در فضای اینترنت ما با واژه ای به اسم شهر استهلک هم برخوردیم ، اما در مورد کم وکیف آن و اینکه این شهر مطعلق به ایران است یا غیر  اطلاعاتی درون بالا نیامد و موضوع صفحه فقط مشتمل بر آب و هوا در شهر استهلک بود !

تفتیشی در واژه ی استهلک
استهلک = استهل +لک
و  به زبان بومی اسل + لک = اسلک
البته در اینجا باید یادآور شد این واژه به زبان بومی  اهالی خود روستا اسلک  خوانده شده یعنی( حرف ه چسبان وسط کلمه ی استهلک تلفظ نشده و اسلک خوانده میشود)
همانگونه که ذکرش گذشت نام استهلک در بین روستاهای ایران کم یاب است ، اما با کم وبیش به نامهایی مشابه این نام در بعضی جاها برخورد میکنیم از نمونه آقای دکتر مرتضی فرهادی که تلاش و دقت بسیار بالایی  در طی تالیف و جمع آوری اطلاعات در خصوص کمره داشته اند، در خود کمره 2 نام مشابه با استهلک را ذکر میکنند : یکی روستای ((اسل میان صحرا)) و دیگری دهکده ی ((گراسلک)) که هر دو جزء  دهستان رستاق کمره میباشند!


معنای استهلک در لغت:
1 )) در نگاه اولیه به کلمه ی استهلک من باب معنا شناسی اش باید گفت : این واژه از (( اسل ، یاهمان استهل)) منشاء گرفته است و با توجه به آنچه از گذشته تا به امروز در بین اهالی بومی دهکده های کمره معمول بوده ومیباشد، مکان جمع شدن آب قناتها ،چشمه ها و... را اسل یا استهل میگویند.


2))  و اما اگر فرض کنیم استهلک تغییر یافته ی واژه ی استهلاک باشد، بنابراین برخی معناهایی که میتوان  از نام این قریه اتخاذ کرد عبارتند از :
((مصرف کردن،هدر دادن ،کاهش وکم شدن و یا هلاک کردن ، نابود شدن و...))

نکات مورد توجه من باب معناشناسی استهلک:
در اینباره باید گفت : با توجه به وضعیت جغرافیا واقلیم روستای استهلک و همچنین چشمه ی آبی که در جنب روستا از کوهستان منشاء میگیرد، به  احتمال بیشتر به نظر میرسد نام این روستا به نوعی وابسته به چشمه ی آب میباشد، یعنی اسل =مکان ومحل جمع شدن آب چشمه !
احتمال ضعیف تر هم براینست که نام این روستا تغییر یافته ی همان استهلاک باشد.



نگرش ونگارشی  در تاریخ استهلک :

هر چند که باید گفت :  متاسفانه در خصوص تاریخ وچگونگی گذشته وپیدایش روستای استهلک همانند بسیاری از روستاهای کمره اطلاعات چندانی در اختیار نداریم اما در این مورد میتوان به گفتگو ،بحث وبررسی نشست ،اما این موضوع نیز همکاری مخاطب را میطلبدو با توجه به فقدان همکاری مخاطب و جوهر بخشیدن به این صفحه، بنابراین نویسندگی بصورت یکطرفه صورت گرفته  و قلم نویسنده نسبت به تاریخ این روستا در حد چشمگیری بی جوهر و راکد مانده
  و نانوشته های بسیار دارد.
اما در دستیابی به تاریخ وگذشته ی روستای استهلک و هر ولایتی باید گفت میتوان ابتدا از ساده ترین روش ممکن استفاده کرد و کم وبیش اطلاعاتی بدست آوردی و موضوع را بیشتر پیگیر شد.
حال ساده ترین وابتدایی ترین روش برای ما این است که ساعتی من باب این موضوع اندیشه کنیم.
اگر با دقت و واقع بینانه اندیشید، در اولین نگاه خواهیم دید سوالات زیادی پیرامون مارا فرا خواهند گرفت که منتظر جواب میباشند و این خود اولین قدم شروع
برای ورود به گذشته و دست یافتن به برخی اطلاعات تاریخی میباشد.

و اما برخی ازسوالات ابتدایی که پیرامون  ما را احاطه کرده و منتظر جواب میباشند :
تا کنون چند قرن از عمر روستای استهلک میگذرد؟ ابتدا چه اقوامی و چگونه این روستا را برپا نمودند؟ آیا اهالی امروزی استهلک از نسل همان قبیله ی اولیه ای هستن که این روستا را برپا نمودند؟ روستای استهلک چگونه بوجود آمده و اسکلت ساختاری وبافت ابتدایی این روستا به چه شکلی بوده است؟ با توجه به اینکه در دنیا بیشمار داریم که در طول تاریخ دهکده هایی تغییر مسیر داده اند،یعنی روستای قبلی بکلی رها و تخریب شده و مجددا در همان حوالی روستای جدیدتری بنیان شده است ، آیا روستای استهلک هم از این قبیل روستاهاست، آیا استهلک هم در طول ادوار گذشته تغییر مسیر داده است؟ آیا قریه ی استهلک از ابتدای بنیان گذاری و بنا شدن ،بنام استهلک امروزی خوانده میشده و یا اینکه در گذر زمان  تغییر نام هم داده است؟ شیوه ی زندگانی و آداب و رسوم مردمان این روستا در گذشته های دور به چه اشکالی معمول بوده؟ اهالی اولیه ی روستا با  هجوم اشرار و یاغیان به آبادی چه برنامه ای اتخاذ میکردند و چگونه دفاعیاتی داشتن؟ در دوران هجوم یاغیان و گردنکشان ،در  اکثر روستاها من جمله خان آباد، طیب آباد و.... مخفیگاه زیر زمینی وجود داشته است . آیا در روستای استهلک هم مخفیگاه زمینی و یا کوهستانی وجود داشته و امروزه درب ورودی آن بسته و محو شده باشد؟ اقوام اولیه ی روستا به چه ادیانی بوده اند،مردگان خود را چگونه وکجا دفن می نموده اند؟ اکنون قبرهای آنها در کدام قسمت از حوالی روستا زیر خاک فرو رفته اند؟ و.......

بله ،هر چه بیشتر اندیشید،خواهیم دید که سوالات بیشتری پیرامون ما را فرا خواهند گرفت که منتظر جواب میباشند! البته باید گفت با بحث و بررسی و سایر تحقیقات میتوان به جواب برخی از این سوال ها دست یافت و یا اینکه احتمالاتی در نظر گرفت، اما جواب برخی سوالات نیز احتیاج به تحقیقاتی در سطح گسترده تر دارند، مثلا با پیدا کردن گورستانهای بسیار قدیمی حوالی استهلک و نمونه گیری از بقایای استخوان های بجا مانده از انسانهای آن دوران به نتایجی دست یافت که آیا اهالی امروزی روستا از نسل همان قوم ابتدایی هستن که در این ناحیه میزیسته اند یا خیر !
پاسخ برخی از سوالات نیز احتیاج به انجام کار کارشناسی  وباستانشناسی دارند، برخی در دسته ی جغرافیا و اقلیم قرار دارند، پاسخ برخی را باید احتمال داد و حدث هایی زد ، جواب پاره ای از سوالات را باید از افراد مسن هر آبادیی ای پرسید و در آخر نیز دسته ای از سوالات نیز باقی میمانند بی جواب
سوالات بی جواب از آن دسته سوالاتی هستند که جواب آنها به مرور  وبا گذر ایام  در طی نسل های قبلی رو به فراموشی آورده اند مثلا این سوال : بانی و بنیانگذار روستای استهلک چه فرد یا افرادی بوده اند؟!


از مقدمه ی موضوع که خارج شویم نوبت به اصل موضوع می رسد یعنی نگاهی به تاریخ روستای استهلک از دو زاویه :
الف))  دوران  کوه نشینی =غارنشینی
ب))دوران دشت نشینی=روستا نشینی

1)) دوران کوه نشینی(غارنشینی) در خصوص تاریخ و چگونگی پیدایش روستای استهلک ،اگر اندکی دقت وظرافت در موقعیت ،جغرافیا و کوهستانهای  منطقه بخرج دهیم،در اولین نگاه باید گفت : سرچشمه ی زندگانی در این ناحیه از (( دشت نشینی یا همان روستا نشینی)) شروع نشده است و اگر ما بر این نوع تفکر و گمان باشیم که تاریخ استهلک با بنیان گذاری شدن روستای استهلک شکل گرفته است، با توجه به در نظر گرفتن شرایط منطقه و آنچه که ذیل خواهد آمد بنابراین این نوع تفکر کاملا اشتباه است !
در یک نگاه کلی  و در یک واقع بینی باید گفت : قبل از آنکه  روستای استهلک و روستاهای نوار حاشیه همچون روستای رباط علیا و...نیانگذاری و بوجود آیند، قوم  اولیه ای که این ناحیه  را برای زندگانی خود برگزیدند،در کوهستانهای این منطقه ساکن و زندگانی را به شیوه ی غارنشینی و کوه نشینی شروع کردند،ضمن درج این مطلب که در آن دوران زندگانی بصورت غارنشینی معمول بوده و هیچ خبری از  روستا و روستا نشینی نبوده است ،بنابراین روستاهایی همچون استهلک، رباط علیا و.... هم وجود نداشته اند و نظر ما براین است که مردمان روستاهای استهلک ، رباط علیا ، رباط سفلی و.... تماما بصورت واحد وقبیله ای در کوهستانهای منطقه زندگی میکرده اند !
در حال حاضر یکی از بزرگترین نمادهای اثبات صحت این موضوع وجود غاری بزرگ در کوهستانهای این منطقه میباشد که طبق تحقیقات انجام شده بر روی این غار باستان شناسان قدمتش را بیش از دوازده هزار سال تخمین زده اند!
این غار امروزه با نام غار رباط علیا مشهور میباشد ، اما باید گفت این فقط یک شهرت است و نباید گفت این غار فقط مطعلق به رباط علیاست، چرا که گفته شد در زمانهای قبل از پیدایش روستاهای ( استهلک و رباط .....)  مردمان این ناحیه تماما بصورت واحد و قبیله ای در کوهستان به شیوه ی غارنشینی زندگی میکرده اند و هیچ سندیتی نیست که اثبات کند این غار فقط مختص رباط علیاست، حتی این غار میتوانست امروزه با نام استهلک  هم مشهور باشد !


وجود مکانی  معروف به قلعه گبری در کوهستانهای منطقه :

در بالای یکی ازقله های الوند مکانی وجود دارد که از گذشته های دور تا به امروز معرف به قلعه گبری وبه زبان بومی قلاگبری بوده است، به تصویر زیر نگاه کنید.

http://khomeyni.mihanblog.com
 تصویر بالا سه راه ای هست که وقتی از روستای ارمنی نشین چهارطاق خارج  میشویم و به طرف رشته کوه الوند پیش میرویم به این سه راه برخورد میکنیم.
جاده ای که سمت راست تصویر مشخص است مستقیم بسوی روستای استهلک و رباط میرود، جاده ای هم که در سمت چپ تصویر مشخص است ( موافق تیرهای چراغ برق) بطرف روستای خان آباد و طیب آباد میرود.
اگر در فاصله ی نزدیک به تقاطع این سه راه دقت کنیم میبینیم که راه چهارمی هم وجود دارد ،یک کوره راه که درست در محل تلاقی این سه راهی ،بطرف رشته کوه الوند میرود، البته این کوره راه در این تصویر مشخص نیست .
و اما  در تصویر فوق کوهی که مشخص است، قسمتی از رشته کوه الوند میباشدو همانگونه که میبینید، سه قله ی کوه در این تصویر به ترتیب نمایان اند و حال آنکه  اگر جاده ی کوره راهی که بطرف کوهستان میرود را ادامه داد، این جاده تا نزدیکی های این  قله ها میرود و از آن پس باید مسیر را پیاده پیمود تا به بلندای قله ی دومی رسید(البته در اینجا لازم به توضیح است که این قله های کوه ارتفاع چندانی ندارند و کمتر از نیم ساعت پیاده روی میتوان به بلندترین نقطه ی این قله ها دست یافت).
و الحال موضوع اینکه وقتی به بالای قله ی مذکور برسیم و از بلندای آنجا به منطقه بنگریم، در نگاه اول خواهیم دریافت که این قسمت از کوهستان وسعت دید عظیمی به کل منطقه ی خمین و آبادی های اطراف دارد ! بنابراین بشر آن زمان زندگی دراین  قسمت از کوهستان را برای خود برگزیده است که ضمن گذران به کل منطقه نیز مسلط و دید داشته باشد .
سالها قبل از این ما بارها اسم منطقه ای به اسم قلاگبری الوند را شنیده بودیم ، اما در راستای ثبت شدن وب خمین وکمره نظر ما برآن شد که به شنیده ها اکتفا نکرده ومستقیما بازدیدی از این منطقه داشته باشیم. بنابراین پس از گذشتن از روستای چهارطاق به سه راهی که ذکرش گذشت رسیدیم .
موقعیت جغرافیایی سه راه : روستای چهارطاق در جنوب سه راه ، رشته کوه الوند در شمال سه راه  و روستای خان آباد نیز در غرب این سه راه واقع شده اند.
در مطالب بالا همانگونه که ذکرش گذشت ،گفتیم کوره راهی نیز از تقاطع این سه راه بطرف کوهستان میرود،در اینجا تصویر دیگری از این منطقه تهیه شده که در آن کوره راه مذکور نیز مشخص است. به تصویر زیر نگاه کنید "

http://khomeyni.mihanblog.com
در تصویر بالا دورنمایی از روستای چهارطاق مشخص است، این آبادی در گذشته غالبا ارمنی نشین بوده است ، از سمت داخل تصویر یعنی از روستای چهارطاق،تقریبا حدود یک کیلومتر ونیم بطرف بالا (شمال) که پیمودیم ، این سه راهی مشخص شد .
برای رسیدن به قلاگبری ما در این سه راه راه چهارم یعنی کوره راهی که بطرف کوهستان میرود را انتخاب کردیم. در تصویر پایین این کوره راه از نمای نزدیک
مشخص شده است.
http://khomeyni.mihanblog.com
این کوره راه حدود یک کیلومتر در دل کوهستان پیش میرود و در نزدیکی قله های کوهستان ختم میشود. پس از پایان یافتن جاده ضمن در پیش گرفتن مسیر قله ی دوم ، الباقی راه را باید حدود نیم ساعت پیاده پیمود تا به بلند ترین نقطه ی قله کوه رسید!

گزارش بازدید از قلاگبری و نظر نویسنده ی وبلاگ در مورد این مکان :

نخست من باب کلمه ی قلاگبری ،قلاگبری به چه معناست ؟ چرا قلاگبری؟
این سوالی است که احتمالا برای مخاطبین پیش میآید و ابتدا باید پاسخی درخور این سوال  برود.
با توجه به تحقیقات انجام شده بر روی منطقه ی قلاگبری و اشیاء کشف شده از این مکان، نظریه ی پژوهشگران و باستان شناسان بر این است که ابتدا قبیله ای زرتشتی به این منطقه آمده و در کووهستان قلعه ای برای خود بنا کرده وساکن شدند که در پایان گزارش به آن اشاره خواهد شد.
و اما چیزی که از گذشته های دور تا به امروز مرسوم بوده :
اهالی منطقه غیرمسلمانان را گبر مینامیده و خانه های ایشان نیز معروف به خانه های گبریان بوده است.
بنابراین تا اینجا پاسخ باید برای مخاطب روشن شده باشد که :
قلا گبری=قلعه گبری=خانه ی گبرها= خانه ی غیر مسلمانان
نکاتی که در اینجا لازم به ذکر است یکی اینکه " اصل کلمه (قلعه گبری) میباشد و به زبان بومی اهالی مشهور به (قلاگبری) شده است.
                   و در خصوص نکته ی دیگری باید گفت در گذشته برخی از اهالی بومی این منطقه به افراد بی انصاف و سنگدل نیز لقب گبر و گبریان میداده اند!


در طی بازدیدی که ما از این مکان داشتیم و در یک نتیجه گیری کلی نظر ما در خصوص این منطقه بدین شرح است :
در یک نگاه کلی باید گفت : امروزه چیز خاصی که چشم گیر باشد از این مکان باقی نمانده است ، فقط قسمتهای کوچکی از دیوارهای سنگ چین پابرجا هستند و الباقی بکلی تخریب شده است و با توجه به اینکه اسکلت ساختاری این مکان از سنگ کوهستان تامین شده است و امروزه بکلی تخریب گشته ،بنابراین فقط سنگهای بسیار زیادی در این منطقه بچشم میخورند که به مرور زمان از دیوارهای این مکان یا فرو ریخته و یا تخریب شده اند!

و اما در یک نگاه واقع بینانه به این مکان باید گفت : این مکان جهت اسکان شدن برای بشر آن زمان از دو نظر قابل اهمیت بوده است :

اول اینکه این مکان از لحاظ نظامی برای بشر آن زمان منطقه ای مناسب برای اسکان بوده  و ضمن تسلط  به کل منطقه تا آنسوی خمین در احاطه ی دیدبانهای آنها  بوده  و از طرفی هم اسکلت ساختاری قلعه ی آنها در کوهستان بگونه ای از جنس سنگ خود کوه طراحی شده که به سادگی از فاصله ی دور قابل روئیت نبوده اند.
و دوم اینکه قسمتی از کوه را برای اسکان و ساخت قلعه انتخاب کرده اند که برخلاف دیگر نقاط کوه دسترسی آسانتری به دشت و زمین داشته اند.

نگاهی اجمالی به زندگی در قلاگبری
در این مورد باید به وضوح اعتراف کرد که ما اطلاعات قابل توجهی ((در خصوص کم وکیف و چگونگی زندگانی بشر آن زمان در قلاگبری)) نداریم و  با توجه به سنگین شدن حجم مطالب سعی شده از ثبت برخی مطالب تکراری در مورد شیوه ی زندگی بشر اولیه از جمله استفاده از چربی حیوانات برای روشن کردن مشعل و چراغ و یا استفاده از پوست و پشم حیوانات برای لباس و خلاصه از درج این نوع مطالب که در کتب تاریخی زیاد بچشم میخورند خود داری گردد و در اینجا فقط به نظر و تشخیص نویسنده ی وبلاگ و آنچه که برخی از روستاییان منطقه ذکر کردند اکتفا میشود.
نظر نویسنده ی وبلاگ : با توجه به بازدیدی که از منطقه و کوهستان انجام شد و باتوجه به وضعیت جغرافیا و اوضاء اقلیمی منطقه وهمچنین در نظر گرفتن سایر شرایط  زندگی در کوهستانهای این ناحیه  آنهم در خانه های سنگی در فصل زمستان غیر امکان میباشد یعنی در یک جمله محال است !!!
بنابراین با چند نفر از اهالی روستاهای منطقه در این مورد بحث و گفتگو شد، آنچه که از گفته ی روستاییان حاصل شد حکایت از این دارد که9 علاوه بر این قلعه ی سنگی ،غاری نیز در حوالی وجود داشته است و بشر آن زمان فصل سرد زمستان را در غار و فصل گرم تابستان را بیرون از غار و این  در قلاگبری گذران میکرده است . اما موضوع اینجاست  غاری  که قابل ملاحضه باشد و بتواند در فصل سرد زمستان جوابگو باشد در این مکان به روئیت ما نرسید. که البته پاسخی بر این سوال از روستاییان دریافت شد که در سطور بعدی به آن اشاره میشود.
البته ناگفته نماند که در همان نگاه اولیه به این منطقه ، سوالاتی برای ما پیش آمد که در اینجا اشاره ای به آنها داریم :
اولین سوال اینکه راه دستیابی به آب برای  قبیله ای که در این مکان میزیسته اند، چگونه بوده است، یعنی آب از کجا تهیه میکرده اند؟ آیا چاه آبی در کوهستان وجود داشته است ؟ در این مورد باید گفت با توجه به اینکه این منطقه در بلندای کوه میباشد،بنابراین  وجود چاه ای که بتواند آب کافی را تامین کند محال میباشد.
آیا آب مورد نیاز  از چشمه های فصلی که در کوهستان وجود دارد تامین میشده ؟ در پاسخ به این سوال هم باید گفت : چشمه های فصلی چگونه میتوانند جوابگوی تامین آب برای یک قبیله باشند!
با توجه به اینکه چشمه ی آب استهلک در فاصله ی نزدیکی از محل اسکان این  قبیله ی زرتشتی قرار گرفته است، آیا آب مورد احتیاج این قبیله از چشمه ی استهلک تامین میشده است ؟
این قبیله اجساد مردگان خود را چگونه وکجا دفن میکرده اند ؟! آیا امروزه گورهای آنها در لابلای سنگهای کوهستان از چشم ما پوشیده اند؟!ً و حال موضوعی که ما را برای یافتن پاسخ این سوال کنجکاوتر میکند((با توجه به اینکه قبیله ی زرتشتی در این منطقه زندگی میکرده اند و ما در حد اطلاعات عمومی میدانیم که زرتشت و زرتشتیان زمین را پاک ومقدس میدانسته اند و معتقد بوده اند که زمین از مقدسات است ونباید اجساد مردگان را در خاک دفن کرد، پس اجساد مردگانشان را در خمره هایی میگذاشته اند و گور خمره ای حفر کرده ، سپس خمره را داخل گور قرار میداده اند...)) بنابراین امروزه این گورهای خمره ای در کدام قسمت کوهستان الوند قرار دارند؟؟؟؟ در پاسخ به این سوال یکی از روستاییان باتجربه ی منطقه بما گفت : غاری عظیم در الوند وجود داشته است که قبیله ی زرتشتی ضمن گذران فصل سرد زمستان در این غار ، اجساد مردگانشان را نیز در خمره هایی قرار داده و در این غار میگذاشته اند !!! مرد روستایی در ادامه ی سخنانش به ما گفت : در دورانهای بعدی که به مرور کوه نشینی و غارنشینی کنار گذاشته شد با زندگی در دشت و پدیدار شدن روستاها ، قبیله ی زرتشتی هنگامی که  زندگی در کوهستان را کذاشته اند، برای محفوظ ماندن اجساد مردگانشان در کوهستان درب غار را توسط سنگهایی از جنس کوه بسته اند، بطوریکه امروزه به هیچ عنوان محل و درب ورودی غار قابل رویت و تشخیص نیست !!!!
با در نظر گرفتن تمامی شرایط به نظر نویسنده ، گفته های این مرد روستایی نه تنها معقول بوده بلکه مورد تحسین هم میباشد.

بی توجهی آثار باستانی=فرسوده شدن و تخریب قلاگبری به مرور زمان
در اینباره باید گفت : با ترک زندگی کوه نشینی ، قلعه گبری نیز به حال خود رها شده است و با توجه به اینکه جنس و مصالح اولیه ی این بنا تماما از سنگ کوهستان میباشدو همچنین با در نظر گرفتن ضخامت دیوارهای باقی مانده بنابراین  در خصوص تخریب قلاگبری باید گفت : به نظر میرسد تقریبا تا نیم قرن پیش به آنور  این مکان هنوز تا حدود قابل ملاحضه ای پابرجا بوده  و عوامل طبیعی من جمله : فرسایش،باد ،باران،برف ...اثر چندانی در تخریب این قلعه نداشته اند و عامل اصلی تخریب این مکان ،دست بشر در طی ادوار بعدی بوده است .
عدم اعتناء  میراث فرهنگی به این منطقه و از طرفی هم با توجه به اینکه این قلعه در سکوت کوهستان قرار گرفته باعث بران شده که در طی قرن اخیر عده ای بر اثر نادانی اقدام به تخریب این بنا بنمایند و همچنین قاچاقچیان عتیقه از وضعیت پیش آمده استفاده برده و بارها وبارها به این مکان دستبرد بزنند .
متاسفانه امروزه باید گفت : بجز قسمتهای اندکی از دیوارها چیز خاصی از این قلعه باقی نمانده و آثار و دفینه های آن نیز بکلی غارت شده اند.

تصویری از دور نمای قلاگبری الوند
http://khomeyni.mihanblog.com

تصویر قسمتی از دیوارهای باقی مانده ی قلاگبری
http://khomeyni.mihanblog.com


معرفی سایت روستاهای ایران و مطالبی من باب قلاگبری الوند در سایت مذکور :
سایت روستاهای ایران در حقیقت یک سایت مادر برای تمامی روستاهای ایران میباشد . در این سایت نویسنده تا حدتوان اطلاعاتی در خصوص برخی از روستاهای ایران ثبت کرده است ، ضمنا صفحاتی برای این سایت در نظر گرفته شده است که کاربران و مخاطبین از طریق مکاتبه با نویسنده میتوانند آدرس وبلاگ و یا سایت روستایشان را اطلاع دهند تا در سایت مادر  روستاهای ایران لینک شود.
مخاطبینی که مایلند آدرس سایت یا وبلاگ روستایشان در این سایت لینک شود میتوانند با مراجعه به آدرس سایت مذکور که ذیلا خواهد آمد با مدیر سایت مکاتبه کنند، اما با توجه به اینکه سایت مذکور سالی یک بار آپ و بروز رسانی میشود ، باید کمی صبور باشید.
ضمنا باید توجه داشت که فقط آدرس سایتها و  وبلاگ های روستایی در این سایت لینک میشوند میباشد بنابراین شما اگر روستایتان وبلاگ و یا سایت دارد میتوانید آدرسش را برای لینک شدن در سایت روستاهای ایران اطلاع دهید، کانال های تلگرامی و.... در این سایت لینک نمیشوند!
برای مطالعه ی لیست سایتها و وبلاگ های روستایی که در این سایت لینک شده اند، شما بعد از ورود در سمت راست صفحه ابتدا باید بر روی نام استان مورد نظر ، بعد بر روی نام شهر مورد نظر کلیک کنید.
برای دسترسی آسانتر مخاطبین در اینجا آدرس سایت مذکور ثبت شده است. ضمن اینکه با کلیک بر روی آدرس شما مستقیما وارد صفحه ی خمین میشوید و فهرست وبلاگ های روستایی خمین تمامی در قالب جدول بالا میآیند.
آدرس صفحه ی خمین در سایت روستاهای ایران
http://www.iranvillage.ir/article-7907--0-0.html

 
مطالبی من باب قلاگبری الوند در سایت روستاهای ایران
سایت روستاهای ایران در صفحه ی روستای خان آباد من باب قلاگبری چنین نوشته :

با توجه به تحقیقات باستان شناسی که در زمینه سکونت انجام گرفته قدمت سکونت در این منطقه به حدود ۳۰۰۰ سال پیش برمی گردد که در آن زمان قبیله ایی از زرتشتی ها در منطقه ایی  که همکنون به نام قلعه گبری معروف است سکونت داشته اند که همکنون نیز آثار این قلعه قدیمی که در بالای کوه قرار گرفته و آثار خانه هایی که در دامنه همان کوه  قرار داشته اند و زیر خاک مدفون شده اند  با قدمت ۲۷۰۰ تا ۳۰۰۰سال موجود می باشد  . ولی متاسفانه به علت کم توجهی سازمانهای مرتبط  به آثار باستانی این منطقه چندین سال است که مورد چپاول قرار گرفته و بسیاری از آثار آن به غارت رفته است.

 وجود سه قلعه گبری در منطقه که قلعه گبری شماره یک در انتهای ضلع شرقی کوه الوند قرار دارد و با توجه به سازه های داخلی آن نسبت به دو قلعه دیگر بزرگ تر و کاملتر بوده و در محوطه آن انواع و اقسام سفالهای شکسته یافت می شود .قلعه گبری دوم در ضلع جنوب شرقی کوه نسار قرار دارد که نسبتا کوچکتر است و قلعه گبری سوم که روی کوه مشرف به روستای لکان( قلاقروسی ) واقع شده است . این سه قلعه از جمله آثار به جای مانده از هزاره های قبل از میلاد می باشند که متاسفانه به علت کم توجهی سازمان های  مرتبط  دستخوش  چپاول  شده  و بسیاری از آثار آنها به غارت رفته اند .

نمونه ای از سکه های یافت شده در قلاگبری الوند
سکه یافت شده از محوطه قلعه ها

 با توجه به اینکه در گذر زمان بسیاری از آثار این قلعه ها از بین رفته ولی هنوز می توان  محدوده  قلعه ها  و دیوارهای  به جای مانده  از آنها و سازه های داخلی آنها را مشاهده  کرد .

چشمه ایی در پایین دست قلعه وجود دارد که با توجه به ارتفاعی که قرار گرفته سرتاسر سال آب در آن جریان دارد و اطراف چشمه سازه هایی سنگی وجود داشته که آثار آن به چشم می خورد

آثار به جایی مانده از چشمه ایی در مجاور قلعه ها

وجود یک مشکل نوشتاری در سایت روستاهای ایران
با توجه به آنچه گذشت در مراجعه به سایت ایران ومطالعه ی محتوای صفحه ی مذکور میبینیم که نویسنده مطالب ، قلعه گبری الوند را در صفحه ی روستای خانآباد ثبت کرده است . اما نظر ما مخالف براین و بگونه ی دیگری میباشد:
اول اینکه امروزه هنوز بسیاری از مسائل و وقایع تاریخی دقیقا مشخص نیستند پس نمتوان در مورد وقایعی که متعلق به چندین قرن پیش از میلاد میباشند با قاطعیت نظر داد.
و دوم اینکه طبق چه سندیت و مدرکی میتوان این نظر را اعلان کرد که قبیله ی زرتشتی بعد از ترک کوه نشینی در روستای خانآباد ساکن شدند، و حال آنکه موقعیت روستای استهلک از نظر جغرافیا بگونه ای هست که بسیار نزدیکتر از خانآباد به قلعه ی گبریان میباشد.
البته در اینباره باید گفت احتمال های مختلفی میتواند وجود داشته باشد، اما نمیتوان در اینباره نظر قطعی اعلان نمود، شاید هم این قبیله ی زرتشتی بعد از ترک کوه نشینی،هیچ آآبادی و روستایی در این ناحیه نساخته  و بکلی از این منطقه کوچ کرده باشند.
شاید هم این قبیله بعدها در اثر افزایش و ازدهام جمعیتشان به چند قبیله ی کوچکتر تقسیم شده باشند و هر کدام از این قبایل کوچک یکی از روستاهای اطراف را بنیان نهاده اند.
در پایان هم باید گفت : در صورتی که بتوان بقایای استخوانهای اجساد این قبیله را در کوهستان یافت، شاید بتوان از نظر پزشکی با انجام آزمایشاتی بر روی استخوانهای باقیمانده ی این قبیله تشخیص داد که مثلا انسانهای امروزی روستای استهلک یا خانآباد از نسل این قبیله ی زرتشتی میباشند!
البته همانگونه که قبلا ذکرش گذشت لازم است اینجا نیز یادآور شود با توجه به اینکه روستای چهارطاق در گذشته غالبا ارمنی نشین بوده است،بنابراین حیات و برپایی این روستا بیشتر ریشه در تاریخ ورود ارامنه به ایران _ کمره در زمان شاه عباس صفوی دارد و احتمال ضعیفتر بر این است که تاریخ این روستا ریشه در کوه نشینی داشته باشد. بهرحال ناگفته نماند که ما در وصف روستای چهارطاق شنیدیم که در گذشته مکانی مهم در منطقه بوده با نام چهارسو  مشهور بوده است.....
معرفی سایت دیگری من باب استهلک: در  سایت مذکور صفحه ای برای روستای استهلک در نظر گرفته شده که حاوی برخی اطلاعات تاریخی راجع به روستای استهلک میباشد. در اینجا آدرس صفحه ی روستای استهلک در سایت مذکور را برای شما قرار داده ایم ، اما متاسفانه مدتی هست که این سایت مسدود میباشد.
انشائ الله بعدا در صورت رفع مشکل میتوانید با ورود به این سایت وارد صفحه ی روستای استهلک شوید.
http://wikimapia.org/16860313/fa/%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%87%D9%84%DA%A9-%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B7





مطالب این صفحه هنوز کامل نشده است
کامل شدن مطالب مدتی طول خواهد کشید.
لطفا صبور باشید.


باتوجه به سنگین شدن حجم مطالب  وعدم گنجایش ، صفحه ی دوم هم برای روستای استهلک
در تاریخ 20 فروردین 96 ثبت شد و بخشی از مطالب به صفحه ی دوم منتقل شدند!
راهنمای ورود به صفحه ی دوم :
در سمت راست سایت ، بخش صفحات جانبی ، بر روی گزینه ی ((صفحه ی دوم روستای استهلک)) کلیک کنید.



آخرین تغییرات این صفحه :
ینجشنبه =24 فروردین 96 ساعت 22:55

اوقات شرعی

لینکدونی
میزان بازدید از سایت
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :